اينكه عاليجاه رستم خان تفنگدار مأمور نواقص عرايض صندوق بود و اينجا معطل شده است ، آنچه مطالب حسابى و دعاوى به قاعده است ، رسيدگى شده و قطع شده است . رستم خان باشد يا نباشد فرقى ندارد . آنچه عرايض متفرقه و ادعاهاى كهنه و بىپاست كه هرگز تمام نشده و نخواهد شد . لزومى ندارد مأمور مخصوص داشته باشد و مثل رستم خان آدمى كه مبلغى مخارج دارد مال و آدم زيادى همراه اوست . آدم عاقل درستى هم هست و لكن اين مأموريت و اين مطالب كهنه كفاف گذران او را نمىدهد و فايدهاى براى او ندارد . وانگهى اغلب و اكثر ولايات مأمور صندوق موقوف است و ولايات مركزى هيچجا ندارد . آنجاها كه نواب بنده هستند مأمور صندوق ندارد و اتمام عرايض مردم را به قاعده روزنامهاى مىفرستد ، بطوريكه چند دفعه در ديوان عدالت و غيره محل توصيف و تحسين هم شده است كه رسيدگى درست كرده و خوب انجام دادهاند . در اين صورت همدان كه خود اين بنده اقامت دارم چه مناسبت دارد كه مأمور مخصوص داشته باشد كه اسباب زحمت باشد و براى خود او هم فايده عايد نداشته باشد . هر گاه صلاح بدانند مقرر فرمايند مشار اليه احضار بشود عرايض مردم را خود رسيده تمام كرده و خواهم كرد . مكرر در باب كتابچه عرايض اين ولايات خاصه عراق را كه عاليجاه ميرزا على اكبر خان به ديوانخانه عدليه فرستاده بود كمال تحسين را نموده بودند . همچنين از بروجرد به همهجا قدغن شده ماهبهماه روزنامه خود را به ديوانخانه عدليه روانه مىنمايند . در همدان هم كه خود هستم و رسيدگى خواهم كرد ديگرچه لازم به مأمور است .
مهر : فرمانفرما 1294
[ 127 نامه نصرت الدوله در خصوص شرارت چند نفر در اطراف كنگاور و اسدآباد و دستور دستگيرى اشرار - 1294 ق ]
هو ، فدايت شوم چند روز قبل تعليقهء مطاعه شرف صدور يافته بود كه به عرض رساندهاند . فتح الله خان چاردولى در اطراف كنگاور و اسدآباد مشغول شرارت است . اشرار و الواطى دور او هستند بايد با خود او گرفته شده و اموال كنگاورى استر داد بشود و التزام سخت گرفته كه ترك هرزگى نمايد .
چون اطلاع درستى از جا و مكان و حقيقت احوالات او نداشت ، مراتب را با آدم مخصوص ، با سواد تعليقهء مطاعه به خانبابا خان فرستاده و نوشتم كه به هر نوع گرفتن او ممكن است ، اطلاع بدهند . شرحى جواب نوشته بود ملفوف عريضه ارسال حضرتعالى شد . همه قسم آوردن او