به جاى نوال خون جگر مىخوردند .
لهذا به مفاد
تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ
« 1 » به مصلحت و كنگاش عظماى قزلباش و رؤساى اين فرقهء حق تلاش خلع سلطنت و پادشاهى از قامت اقبال نواب سابق الذكر گشته امر سلطنت و پادشاهى و شغل فرماندهى و شهنشاهى بلاد عراق و فارس و آذربايجان « 2 » ، به دستورى كه با نواب سابق الالقاب بود ، به حضرت گردون مهد فيروز عهد ، سكندر بخت آسمان تخت ، مظهر فحواى
وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
« 3 » و مظهر كريمهء
وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا
« 4 » ملك و ملت را وارث ، السلطان بن السلطان شاه عباس ثالث خلد اللّه ملكه وصانه عن الحوادث مقرر يافته رؤس منابر و وجوه دنانير در ممالك محروسهء سلطان به اسم سامى و نام نامى قرهء باصرهء كشورستانى و غرهء ناصيهء جهانبانى آرايش پذيرفت و ارض اقدس به جهت مكث و توقف نواب سابق الذكر معين گشته « 5 » فلان و فلان در خدمت حضرت مأمور شدند . مىبايد مضمون رقم مطاع را در مجمع عام گوشزد دور و نزديك و ترك و تاجيك ساخته و ضيع و شريف را از اين مژده مستبشر و به الطاف الهى مستظهر سازند .
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران 140
( 2 ) - با اندك توجهى روشن مىشود كه نادر ايالت خراسان را از بلوچستان و سيستان و كرمان گرفته تا ايالات ساحلى بحر خزر براى خود نگاه داشته و در جزو قلمرو پادشاه صفوى نياورده است .
( 3 ) - سورهء مريم 12
( 4 ) - ايضا 57
( 5 ) - نادر خراسان را كه قلمرو شخصى خود مىشمرده به عنوان زندان طهماسب معين كرده تا كاملا وى را در زير نظر خويش داشته باشد . دوران حبس طهماسب يا به تعبير نادر « مكث و توقف » چند سال طول كشيد كه سرانجام وى با دو پسرش در همان سالهاى « مكث و توقف » هنگامى كه بازگشت نادر از هند به درازا كشيد و حتى شايعهء مرگ او منتشر گرديد به دستور رضا قلى ميرزا كشته شد .