تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
بن موسى الرضا عليه التحية و الثناء مرخص گشته با جنود پرخاشجوى قوى چنگ و عساكر هژبر خوى فيروز جنگ ، بدون تأمل و درنگ ، كوچ بر كوچ عازم كعبهء مقصود خواهيم شد .
[ طغيان نمود شور جنونم به سوى يار * چون سيل مىروم همه جا روى بر زمين ]
مصراع
تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد
وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
« 1 »
حافظ اگر قدم نهى در ره خاندان به صدق * بدرقهء رهت شود همت شحنة النجف
دشمن آتش‌پرست بادپيما را بگوى * خاك بر سر كن كه آب رفته باز آمد به جوى
هر كه در اين امر [ راجل و درين مصلحت « 2 » ] داخل نباشد ، از كسوت حميت عارى و بىبهره و از سعادت ديندارى [ برى و شايستهء « 3 » ] لعنت حضرت بارى بوده از حوزهء اسلام خارج و مردود و در زمرهء خوارج داخل خواهد بود « 4 » . در اين وقت ، رفيع مقدار عمدة الاماجد ، محمد قلى بيك افشار را براى عرض بعضى مواد روانهء درگاه سپهر بنياد به اعلام اين مراتب پرداختيم كه منتظر ورود موكب مسعود عالى باشند . چون عهد كرديم كه در مقدمهء هرات نقصان نرسد و هميشه اهالى آن ولايت ، در راه دين و دولت ابدمدت ، متحمل متاعب بىنهايت شده‌اند ، به علت مژدگانى و غيره دينارى به احدى ندهند و در عهده دانند . « 5 »
هامش
( 1 ) - سورة الكهف ( 2 ) - جهانگشا : شحنهء نجف ( 3 ) - ايضا : [ و سزاوار ] ( 4 ) - و منشآت پس از اين مطالب داستان منظوم مطولى به سبك بوستان آورده به مطلع شنيدم كه در دولت معتصم . . . در جهانگشا ، فرمان نادر به همين جا پايان مىپذيرد . ( ر ك تاريخ جهانگشا ، تصحيح سيد عبد الله انوار ص 178 - 175 ) ( 5 ) - منشآت ص 42 - 39