تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
مصبوغ شده بود در صحن گلستان جهان بيدار ماند و تمامى اعضا را عموم صفرت همچو زر ساخت كه در كورهء محن مبتلا و ممتحن باشد . ابيات
مبتلايم به علت يرقان * شاخ تن را رسيده وقت خزان
ورق زرد چهره‌ام بنگر * كه خزان كرده در صفاش اثر
ممتحن در بلا و در دم بين * همچو نرگس دو چشم زردم بين
زردى چشم نرگس بيمار * ساخته چشم خسته‌اش بيدار
من كه زردم ز فرق تا بقدم * خواب من سير كرده سوى عدم
فى الحال كه نزول آن منزل اتفاق افتاد آوازهء كوچ بصوب مملكت قزّاق افتاد ، نفير كوچ نفرت در خاطر افكند و صداى او همچو صور تن مرده را بعوض نزول در تحت قبور مبتلا بحلول بر فوق ستور گردانيد . على القصه سوار شديم و آنشب بدان قاق شكسته رسيديم كه شمهء از شرح آن سبق ذكر يافت و روز سيوم از بحر سيحون بر روى يخ عبور كرديم . سبحان اللّه گاهى در دار السلطنهء هراة حميت عن الحوادث و الافات در خاطر [ 59 پ ] عبور ميكرد كه اگر اتفاق سير به طرف ماوراء - النهر افتد غايت سير آن باشد كه از جيحون عبره كنيم ، كجا در خاطر خطور و در ضمير عبور ميكرد كه در كمال شدت مرض بر روى يخ از سيحون عبور و مرور واقع شود و درين معنى گاهى اين بيت در خاطر ميگذشت . بيت
غايت سيرست گفتم گرز جيحون بگذرم * من چه دانستم به روى يخ ز سيحون بگذرم
درين روز كه از سيحون عبور اتفاق افتاد بموجبى كه شرح آن سابقا سمت گزارش يافته خيام وافر الاحتشام اردويهء همايون بر ساحل سيحون برافراشته بودند و قبهء حشمت خلافت باوج مهر و ماه رسيده بود با وجود كمال شوق بديدار جان بخش حضرت خليفة الرحمانى اصلا ماسكهء جلوس در خود نمىيافت تا بعزّ جلوس محفل همايون مشرّف شود و الحق از مقربان حضرت و اخوان جانى استماع افتاد كه در