يافت و اصول شهر ، يوسف صوفى را بر مجلس امارت اجلاس كردند . سلطان غازى برقرار اوّل طريق صلح را مسلوك داشته تعزيتنامهء تهنيتآميز ارسال فرمود و دختر حسين صوفى را به جهت پسر خود خواستارى كرد . و چون از جانبين سخن وصلت استقرار يافت ، سلطان غازى مراجعت فرمود . يوسف صوفى ديگربار بنياد تخلّف آغاز نهاد . ضرورت شد كه ديگربار لشكرهاى گران به قصد او در حركت آيند .
چون سواد منقلاى به حدود قصبهء خاص رسيد يوسف صوفى ديگربار به عذر و شفاعت ، كسان پيش فرستاد و قبول كرد كه متعاقب ، دختر برادر خود را به درگاه فرستد . سلطان غازى يادگار برلاس و اولجايتو اپاردى [ را ] به خو [ ا ] ستارى دختر فرستاد و خود بازگشت .
ذكر توجّه سلطان غازى كرت دوّم به مغولستان
بعد از آنكه خاطر مبارك حضرت از معاملهء خوارزم اطمينان يافت ، به جهت مصلحت ضبط ايلهاى مغول ، عزيمت يورش لشكر همايون بدان صوب مصمّم فرمود و نخست اميرزاده عمر شيخ و اميرزاده جهانگير و شيخ محمّد بيان و عادل شاه با لشكرهاى منقلاى روانه گردانيد ، و خود نيز متعاقب روانه شد . قضا را قمر الدّين در موضعى كه به قراتپه « 1 » موسوم است لشكرگاه زده ساير سرداران مغولستان را به عزم يورش ماوراء النّهر ترغيب مىكرد . چون خبر وصول رايات نصرت شعار شايع شد خود را در بركهء عربان كه سختترين كوهى است از كوههاى مغولستان محكم كرد .
سلطان غازى او را در آن درّهء هايل بپيچيد و صلابتى نمود كه قمر الدّين را مجال اقامت نماند و راه فرار پيشگرفت . سلطان غازى ، حسين برلاس و عبّاس و اوج قرابهادر را به تيكاميشى « 2 » او فرستاد . قضا را موسم بارندگى و آبخيز بود .
رودخانهاى صعب پيشآمد . در اثناى عبور ، اسپ حسين برلاس بسر درآمد و به
هامش
( 1 ) . متن : قراتبه
( 2 ) . متن : يلكاميشى .