15 [ فصلهائى در تاريخ امير تيمور كه تنها در نسخهء لندن موجود است ] « 1 »
طبقه در ذكر سلطان غازى و شرح جهانگيرى كه فرمود و فتوحاتى كه كرد
مقدّمهء عنايات ازلى و فاتحهء فتوحات لميزلى چون بر مقتضاى
« تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ »
« 2 » روى نمود و سعادت غيب از خزانهء لا ريب تجلّى زد و سر سرير سرورى به سايهء بلند پايهء حضرت غازى سرافراز گرديد ، بعد از آنكه شهر بلخ را استخلاص فرمود ، خزاين و دفاين امير حسين را بر سرداران سپاه و بهادران درگاه گيتىپناه قسمت فرمود ، و بعد از آن روى دولت به طرف دار السّلطنهء سمرقند نهاد و به جهت مقرّ عزّ خود باروئى عالى در گرد شهر بگردانيد و ارگى بزرگ به جهت نشيمن خاصّ خود انشا كرده قصرهاى رفيع مرتفع ساخت .
امّا امير موسى بعد از آنكه خبر فتح بلخ و قتل امير حسين بشنيد از كردهء خود متوهّم شد و روى به تركستان نهاد . در آن مملكت نيز نتوانست كه اقامت كند و از راه يايلاق روى به شبرقان نهاد و زنده حشم از جادّهء طاعت به راه عصيان و طغيان دلالت كرد . زنده حشم بنيا [ د ] بىادبى آغاز نهاد و دلانجى ارلاط را كه راه اخلاص و يك جهتى داشت بكشت و به قوريلتاى ملتفت نگشت . هرچند ايلچيان متواتر و
هامش
( 1 ) . ژان اوبن در نسخه خطى كتابخانه لندن برابر صفحات 275 - 303 مطالبى را مشاهده كرده كه در ديگر نسخ نبوده ، از اينرو آن را در پايان كتاب ضبط كرده است كه ملاحظه مىشود .
( 2 ) . سورهء آل عمران ، آيه 26 .