ذكر پادشاهى نرسى بن بهرام بن هرمز « 1 »
چو نرسى وليعهد بهرام شد * جهانش مطيع و فلك رام شد
جوان بود خوشطبع و نيكو نهاد * به ملك اندرون رسم نيكو نهاد
دلى داشت بيدار و راى صواب * كفى ، همچو دريا و طبعى چو آب
از اطراف ارباب دانش بخواند * در گنج بگشاد و گوهر فشاند
نرسى بن بهرام بن هرمز « 2 » چون وارث ملك شد و بسيط زمين در قبضه ايالت او آمد ، ممالك را قسمت كرد و هرطرفى را به عاملى كاردان كافى داد . مردمان اصيل را نوازش فرمود و به تربيت ايشان مبالغه نمود و به عزل طايفهاى كه در زمان پدرش مباشر اعمال ديوان بودند ؛ مثال داد و رعيت را بنواخت و تلافى حال ايشان به وجهى كرد كه به دعاى دولت و دوام حشمت او يكزبان شدند و بهسبب اشاعت عدل و افاضت احسان ، روزگار دولت او امتداد يافت و مدت پادشاهى او به سى و شش سال برسيد « 3 » * 1 و او را مختارات سخن و منتخبات كلام بسيار است . لمؤلفه :
اين مى از خمخانهء اسرار اوست * وين زلال از ساغر گفتار اوست
الجود افضل الذّخر و القناعة افضل الغنى و المودّة افضل القرابة . و قيل لمّا ملك خطب و قال : ايّها النّاس اقبلوا على منافعكم و صونوا لسانكم بصيانة اعراضكم و تخلّقوا باخلاق ربّكم . * 2
هامش
( 1 ) - ج : + و خاتمه كار او .
( 2 ) - ج : - بن بهرام بن هرمز .
( 3 ) - ج : رسيد .