صواب چنان « 1 » است كه هريكى را بر صوبى نامزد كنى و به حوالت ايالت طرفى از اطراف اختصاص دهى تا بهسبب معاشرت « 2 » بدان شغل خيانت معظمات امور از دماغ بيرون كنند و به امل مكذوب كه حجاب عقل وراى آن است ، مغرور نشوند .
اسكندر امتثال امر حكيم از واجبات شناخت و ممالك بر ايشان قسمت كرد و هريكى را به طرفى فرستاد و فارس را كه دار الملك اصلى بود با عراق و جزيره به ديگرى داد و مدت چهل سال در تصرف او بماند و ملوك طوايف به مجازات آن حقوق اقامت نمودند ، در هرحال دم ممالحت « 3 » و لاف مصادقت زدند و بعضى از اهل تاريخ گويند كه مدت ملك ملوك طوايف دويست و پنجاه سال بود و بهزعم قومى ديگر چهارصد و سى سال . * 33 و ويس و رامين كه قصه ايشان مشهور است ، هم از « 4 » قبايل ملوك طوايفاند و اللّه اعلم و احكم .
هامش
( 1 ) - ب و ج : آن .
( 2 ) - ب : مباشرت .
( 3 ) - ج : مماسحت .
( 4 ) - ج : + جمله .