تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
سرِ ماه ، كاووس كى را بخواند * ز داد و دهش چند با او براند به دو گفت ما برنهاديم رخت * تو بسپار تابوت و بردار تخت اگر دادگر باشى و پاك‌راى * بيابى نكويى به هردو سراى و گر آز گيرد سرت را به دام * برآرى يكى تيغ تيز از نيام بگفت اين و شد زين جهان فراخ * گزين كرد تابوت بر تخت و كاخ
گويند خضر و الياس بن اليسع و اشموئيل عليهم « 1 » السلام در ايّام دولت او به رسالت مبعوث شدند و او ملت ايشان را قبول كرد و به تقويت امور شرع و احكام دين و اذعان اوامر و نواهى كوشش تمام و جهد وافر نمود و قيام به التزام شرايع به وجهى كرد كه در امم سالفه و عهود ماضيه ، ديگر پادشاهان از عهده عشر آن بيرون نيامدند .
اين عنبر از آن مجمر ، وين نافه از آن آهوست * اين ياره از آن ساعد ، وين مهره از آن بازوست
بناء كلّ ملك على قدر خطره و همّته و من كلامه : من لا ينفعك صداقته ، لا يضرّك عداوته . * 9 و زمان ملك و دولت و پادشاهى و سلطنت او صد و بيست سال بود * 10 و بعضى از اهل تاريخ گويند كه حزقيل پيغامبر عليه السلام در زمان او به رسالت مبعوث شد . و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) - ج : - عليهم السلام .
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى ) — صفحة 204 | شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى / احمد فتوحى نسب