مباشرت آن شغل و استعداد تصدّى آن منصب داشتند به تجديد مفوض داشت و با فتحى رايع * 74 و نجحى شايع و حولى مبين « 1 » و نصرتى مستبين * 75 عزم انصراف به جانب بلاد شرقى و اقليم خاورى كرد « 2 » و انواع سعادات و افواج كرامات در مسايرت * 76 عزيمت همايون مساعدت نمودند و اصناف پيروزى و بهروزى در ظل رايات خجسته دست درهم داد و زبان وقت به تهانى « 3 » * 77 آن فتح نامدار اين ابيات تكرار كرد :
فلازلت منصور اللّواء مظفّرا * يزفّ اليك المادحون التّهانيا * 78
اى آفتاب رايت بر آفتاب غالب * وى آسمان قدرت بر آسمان مقدم
خال جمال دولت برنامههات نقطه * زلف عروس نصرت بر نيزههات پرچم
تكبير فتح گويند سياره چون برآيى * با دولت مصوّر با نصرت مجسم
از حرفهاى تيغت آيات فتح خيزد * تاليف آيت آرى هست از حروف معجم
در سير « 4 » رايت تو باد هواى نصرت * روح اللّه است گويى در آستين مريم
و از جملهء غرايب افعال و عجايب احوال او يكى آن است كه با سپاهى چنين بىشمار و فزون از اوراق اشجار و قطرات امطار ، گرد معموره آفاق برآمد ، كه يك تن به تحمل كلفتى و مقاسات شدتى گرفتار نشد و هيچ بنيان از صدمات آن انبوهى منهدم نگشت .
لمصنفه « 5 » :
نه خاكى به خون كس آغشته شد * نه يك مور در زير پا كشته شد
و پس از مدتى به مستقر عزّ و قرارگاه اصلى و مسقط الراس و مولد و منشاء معهود باز رسيد « 6 » .
بلاد بها نيطت علىّ تمائمى * و اوّل ارض مسّ جلدى ترابها * 79
هامش
( 1 ) - ج : حولى متين و نصرتى مبين .
( 2 ) - ب و ج : كردند .
( 3 ) - ج : تنهايى .
( 4 ) - ب و ج : شير .
( 5 ) - ب و ج : - لمصنفه .
( 6 ) - ب : + عربيه .