صفحات حسام نيلوفرى ننمود « 1 » .
نشستنگاه ديوان ستمكار * مغيلان جاى ديو آدمىخوار
در آن وادى نكرده مرغ پرواز * نه هركو رفته آنجا آمده باز
و فوجى از شجعان رجال و فرسان ابطال را كه هريك در اكمه « 2 » هيجا * 60 شير ژيان و در بيشه كارزار پلنگ دمان بودند :
يستعذبون مناياهم كانّهم * لا ييئسون من الدّنيا اذا قتلوا * 61
غضنفر جوش گردون كوش و آهنپوش خارا كن * مصافاندوز جنگافروز و اعداسوز شيرافكن
نامزد كرد تا حصن حربگاه را به كماة جيوش و حماة جنود و پيلان جنگى و اسبان ختلى :
فيول كالجبال القاصفات * خيول كالرّياح العاصفات * 62
استوار كردند و عفاريت فريقين ، كار رزم را ساخته و طعن و ضرب « 3 » را آماده شدند :
دو رويه صفدران صف بركشيدند * همه روى زمين لشكر كشيدند
زمين از پاى اسبان خاك مىريخت * هوا چون خاك بيزان خاك مىبيخت
در آن دشت و غاب و خرون و شعاب ، از هزاهز تكاوران و خشخشه سنابك بادپايان و جمجمه جياد * 63 و غمغمه اجناد * 64 و قعقعه سلاح * 65 و نفير ناى و خروش كوس ، آشوب و صدا در طاس نگون گردون افتاد و آواز نعره و فرياد به قمه پروين و قبه چرخ برين رسيد :
خروش ناى چون صور سرافيل * به گردون شد ز پيش كوهه پيل
چنان شد زخم كوس و نعره « 4 » و جوش * كه گردون پنبه محكم كرد در گوش
سواران ، آهنيندل ، كوهرفتار * ز سر تا پاى در آهن گرفتار
غبار خاك ، زير پاى باره * شده چون سرمه در چشم ستاره
شد از گرد سپه خورشيد گمراه * سيه شد همچو خال دلبران ماه
هامش
( 1 ) - ب و ج : نمىنمود .
( 2 ) - ب : اكه .
( 3 ) - ج : حرب را .
( 4 ) - ج : - واو .