تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 682

مساهمون:

ص٦٨٢
و بيان اين حال از روى اجمال خروج ميرزا سلطان ابو سعيد است .

ذكر طلوع آفتاب رايت سلطانى و عزم استعلا بر سرير سلطنت و جهانبانى

حضرت خلافت پناهى يعنى ميرزا سلطان ابو سعيد بن ميرزا سلطان محمد بن ميرزا ميران شاه بن حضرت صاحبقران امير تيمور گوركان به ملازمت ميرزا الغ بيك مداومت مىنمود و درين يورش ، در كنار آب ، در اردوى جناب الغ بيك بود و اين ميرزا سلطان ابو سعيد از ابتداى وزيدن صباى صبى و افتتاح ايام نشو و نما تا اين زمان كه سال عمر او به بيست و پنج رسيده بود هميشه انديشهء استعلا بر سرير فرمان‌روايى در خاطر همايون داشت و پيوسته داعيهء استعلا و صورت ارتفاع بر صفحهء ضمير جهانگير مىنگاشت . آفتاب از پرتو جبين مبين او اقتباس نور مىنمود و مشترى از فروغ ناصيهء همايونش سرمايهء سعادت به جهانيان مىداد . دلايل سلطنت عالم از مكارم احوال او واضح و خصايل خلافت بنى آدم از محاسن افعال اولائح و هم در زمان صبى و اوان نشو و نما صباى جهانگشايى از بساتين شمايل او به مشام جان اهل دل مىرسيد . مصرع
اهل دل را دل گواهى كج نداد
و انوار دولت از فروغ طلعت او چون شعشعهء آفتاب مىدرخشيد . مصرع
نور دولت آفتاب لامع است
و پيوسته از خاطر فيض بخش و ضمير آفتاب درخش مشايخ و اهل اللّه استمداد همت كيميا خاصيت مىنمود و به زبان حال سلطنت جهان را از باطن معمور ايشان استدعا مىفرمود و شرح و بسط در مقامات بزمى و رزمى و فتوح ممالك و تسخير ولايات كه حضرت واهب العطيات جناب خلافت مآب را عنايت