و امير هندوكه امير ابراهيم امير ايد كوتيمور را گرفته « 87 » مقيّد ساخت و مردم فراوان از كوچيان برگردانيد و نقود و اجناس بىحد و قياس در قبضهء اقتدار آورده عازم دار السلطنهء هرات شد .
و ميرزا الغ بيك بر معبر آمويه پل بسته عبور نمود و لشكر بعضى گذشته و باقى مىگذشتند كه ناگاه لشكر اوزبك رسيد و بر آن سپاه شكسته زدند .
مصرع
صف مغلوب را هوئى بسنده است
جمعى كثير اسير شدند و اموال به غارت و تاراج رفت و لشكر به زحمت تمام به ولايت بخارا رسيد و ميرزا الغ بيك قشلاق همانجا فرمود و نعش مغفرت مآب حضرت خاقان سعيد را به دار الملك سمرقند فرستاد * و به اعزاز و اكرام و توقير و احترام در گنبد حضرت صاحبقران امير بزرگ ،
مصرع
چون گنج دفين خاك كردند
افاض اللّه عليه غفرانه .
و ميرزا ابو القاسم بابر جمعى امرا را كه به طرف هرات فرستاده بود ، امرا به ولايت فوشنج رسيدند و ميرزا عبد اللطيف كه بعد از پدر پانزده روز در هرات پادشاه بود ، چون خبر رسيدن لشكر ميرزا ابو القاسم بابر شنيد و از جانب اميرزاده يار على نيز به غايت انديشناك بود ، تنگ اسب عزيمت تنگ بركشيد و خود را از غرقاب هلاكت به ساحل سلامت رسانيد و جمعى امرا و بهادران ميرزا ابو القاسم مقدمهم امير خليل و امير باينخواجه شهر را گرفته قلعه را گشادند و اساس ظلم و بيداد بنياد نهادند و بعد از سه روز اميرزاده يار على با گروهى انبوه به ظاهر شهر فرود آمد و سه شبانروز شهر را محاصره كرد . شبى جمعى از طرف دروازهء عراق او را به شهر
هامش
( 87 ) . ايضا : كه بر ساقهء لشكر بود .