تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 662

مساهمون:

ص٦٦٢
و قضيهء غارت بيرون هرات در اواخر ماه رمضان واقع شد و بعد از سه روز اكابر شهر شفاعت كردند و ميرزا الغ بيك حكم فرمود كه لشكر دست از غارت بازداشتند و مسلمانان را در خانه‌هاى خالى گذاشتند و در آن ايام سرما قوى بود و عيد صيام قريب . مردمان در روز عيد چون عاصيان محشر عريان و بيرونيان ميرزا الغ بيك را به زبان اخلاص دعا و ثناخوان . شخصى كه تمام جامه‌هاى او به تاراج برده بودند و به تاى نان محتاج ساخته ، روز عيد عريان به‌سان بيد مىلرزيد و پيش اسب ميرزا الغ بيك مىدويد و به زارى زار مىناليد و مىگفت : پادشاه عادل ! خوش عيديى دادى درويشان را . عمر و دولت تو افزون بادا . بيت
به بازوگر قوى دستى بترس از آه مظلومان * كه هر كاز ضعف نالان‌تر قويتر زخم پيكانش « 84 »
و ميرزا عبد اللطيف تا عيد صيام در مشهد امام عليه السلام مقام داشت . چون آوازهء آمدن ميرزا ابو القاسم بابر به مشهد رسيد شاهزاده متوجه هرات گرديد . ميرزا الغ بيك سلطنت هرات را به ميرزا عبد اللطيف عنايت فرمود و به سرعت تمام عزيمت جانب ماوراء النهر نمود و نعش مغفرت مآب حضرت خاقان سعيد را در محفه نهاده به تعظيم تمام روان ساخت و بسيارى از ارباب صنايع و هرگونه بدايع نقل كرد . از آن جمله چند زوج درب فولاد كه حضرت خاقان سعيد از تبريز آورده بود و بر مدرسهء مهد عليا گوهرشاد آغا منصوب بود و اموال جهان و خزاين فراوان روان ساخت . مصرع
هرچه دلخواه بود حاصل شد

ذكر نهضت ميرزا ابو القاسم بابر به جانب دار السلطنهء هرات و قتل اميرزاده يار على و فرستادن امير هندوكه به طرف مرو

ميرزا ابو القاسم بابر ، در حدود بسطام و دامغان ، استماع نمود كه ميرزا
هامش
( 84 ) . از قصيدهء مشهور خاقانى كه اولش « دل من پير تعليم است و من طفل زباندانش » است .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 662 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى