تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
يكى مهر برج سپهر جلال * دگر گوهر درج حسن و جمال
حسن جشن از نيكويان سروقد گلنار خدو شاهدان ماه‌پيكر جوزا كمر بوستانى بود پرگل و نسرين و آسمانى نمود پرزهره و پروين . بيت
همه شكر لب و بادام‌چشم و پسته‌دهن * بنفشه‌زلف و سمن‌روى و نسترن‌رخسار
مجلس انس و خرمى به‌سان بهشت برين آرايش يافت و آفتاب عيش و عشرت بر اطراف مملكت تافت و ساقيان ماه منظر جام جان‌پرور به مشتاقان رسانيدند و مطربان شيرين‌لقا نواى روح‌افزا از مزهر زهره گذرانيدند و مطربان شكرين انفاس از هرگونه قول زهره را شرمنده در قانون مزهر ساختند و چون ايام جشن همايون به انجام رسيد ، حضرت خاقان سعيد جمعى را كه ملازم هودج مهد عاليه آمده بودند انعام تمام فرموده و شاهزادگان و آغايان و اركان دولت چند روز طويها كردند و فرستادگان محمد خان آخر شوال اجازت مراجعت يافته عازم مغولستان شدند و آن حضرت تابستان در حدود بادغيس ييلاق فرموده با اركان دولت مشورت نموده عزيمت يورش آذربايجان تصميم يافت .

احوال ممالك ماوراء النّهر در اين سال

در اوايل اين سال ، هفتم ماه محرم مكرم ، بانوى عظمى و خاتون كبرى آقا بيگم دختر ميرزا محمد سلطان كه حرم محترم ميرزا الغ بيك گوركان بود به دار الجنان رحلت نموده در گنبد مدرسهء والدش مدفون شد و ميرزا الغ بيك باوجود كمال وقار بىصبر و قرار شده قطرات عبرات بر صفحهء رخسار مىريخت و هرنفس از آه و فغان شعله‌هاى آتش مىانگيخت .