و در آن ايام عجزه و خدّام از شدت برودت هوا هلاك شده كبرا و عظما را اعضا سرما دريافت و از اوايل قوس تا اواخر حوت در گذرهاى سيحون و جيحون لشكر و عرابه و كاروانى بر روى يخ مىگذشتند و سيحون به نوعى بسته بود كه تا مقدار دو سه گز يخ را مغاك نمىكندند آب برنمىتوانستند داشت . سرمايى كه زبان در دهن بىسخن بفسراند و جنين را در شكم بىستم ضرر رساند معاينه شد .
رايات همايون از كنار سيحون روان شده فرمان فرماى ربع مسكون روز چهار شنبه دوازدهم رجب در اترار كه از آنجا تا سمرقند هفتاد و شش فرسنگ است سراى امير بردى بيك برادر امير شيخ نور الدين را به سعادت نزول مشرّف ساخت و در همان روز وصول ، در سراى نزول ، صورتى غريب روى نمود و آتش در سقف خانه فتاده مشتعل گشت و اگرچه فى الحال فرونشاندند امّا موجب مزيد تفرقهء خاطرها شد . چه در آن ايام بيشتر خواص و عوام خوابهاى پريشان ديده هراسان بودند و از واقعهء نزديك رسيده مىترسيدند .
نظم
از آنكه بود همه كار سلطنت به كمال * كه آفتاب در اوج كمال يافت زوال
و آن حضرت موسى ركمال را به راه ( پيل ) « 1 » فرستاد كه احتياط كند كه مىتوان گذشت و ديگرى به طرف سيرام و عقبهء قلان به همان مهم روان داشت و موسى ركمال بازآمده به عرض رسانيد كه عبور مقدور نيست و ديگرى نيز عود نموده عرضه داشت كه در عقبه دو نيزه بالا برف نشسته است و درين ولا ، از جانب تغتمش خان كه از ديرباز در دشت و بيابان سرگشته و سرگردان مىگشت ، قرا خواجه نوكر قديم او به درگاه جهانپناه آمد و به وسيلهء امرا مثل امير بردى بيك و امير شيخ نور الدين و امير شاهملك و خواجه يوسف در مجلسى كه تايزى اغلن از نژاد اوكداى قاآن و تاشتمور « 2 » اغلن ، از نسل جوجى خان ، در طرف دست راست نشسته
هامش
( 1 ) . در نسخ سفيد و نانوشته مانده . تكميل از ظفرنامه يزدى ( ج 2 ص 459 ) .
( 2 ) . ظف : باشتمور .