ذكر فرستادن اميرزاده مظفّر الدين ابا بكر به جانب بغداد
حضرت صاحبقران از اونيك نهضت فرموده چون حوالى قرص كه به ميامن .
مصرع
سرى منه بشرى مولد اىّ مولد « 1 »
اختصاص يافته منزل همايون ساخت شاهزادگان كرام و امراى عظام را جمع فرموده بر لفظ در ربار راند كه حضرت عزت عزّ شانه ممالك ربع مسكون را مسخّر احكام ما گردانيد . وقت آن است كه عالميان همچنانكه آثار قهر ما را ديدند انواع لطف ما را نيز مشاهده نمايند تا صفايح روزگار و اوراق ليل و نهار به انعام خيار و انتقام اشرار آراسته باشد و آتش قهر وجود اعدا را سوخته شمع لطف در شبستان خاطر « 2 » احبّا افروخته گردد و چون حال رعاياى بغداد و مآل عباد آنچنان شد كه :
نظم
باريد به شهرشان تگرگى * وز گلبنشان نماند برگى
اكنون وقت آن است كه شهباز عنايت ما بال كرم گشوده آن مرز و بوم را نشيمن هماى معدلت سازد و سايهء همايون بر حال عمارت آن ولايت اندازد .
شاهزادگان و امرا به دلهاى متفق و زبانهاى مختلف مراسم دعا و مناظم ثنا به ادا رسانيده عرضه داشتند كه بغداد از امّهات بلاد اسلام است . علوم از آنجا انتشار يافته و مذاهب از آنجا اشتهار پذيرفته « 3 » اگر مقتضى عزيمت به ظهور رسد سبب
هامش
( 1 ) . حاشيهء نسخه ك : « يعنى ولادت اميرزاده ابراهيم سلطان شيرازى . »
شرف الدين يزدى كتاب ظفرنامه را به تشويق اين اميرزاده نوشته است و مولد اين اميرزاده شهر قارص ( - قرص ) است .
( 2 ) . ك ، س : خواطر .
( 3 ) . در ظفرنامه اين مطالب از زبان تيمور نقل شده . ( ج 3 ص 368 ) .