دادند كه اگر مطيع گشته مال و جزيه ادا كنند در امان باشند . آن تيره روزان به حصانت قلعه مغرور شده ابا نمودند و ساختهء حرب و قتال گشته تا پنج روز جانى كندند . روز ششم مهرهء اميدشان در ششدر فنا گرفتار شده نفيرشان در طاسك كرهء اثير افتاد و گبران را به ياسا رسانيده قلعه را از بنياد كندند و طغاى كه حاكم آنجا بود ، بعد از وقوع واقعه ، به پاىبوس آن حضرت رسيد و عاطفت حضرت او را به جان امان بخشيد و موكب همايون در اونيك جهت فرستادگان كه به جانب روم رفته بودند متوقّف گشت و چون از ميعاد معيّن دو ماه گذشت .
مصرع
و زان گروه نيامد خبر به هيچ سبيل
حضرت صاحبقران را نائرهء خشم اشتعال يافته متوجّه روم شد « 1 » و از ارزن الرّوم گذشته به ارزنجان آمد كه قلعهء كماخ در هفت فرسنگى آن است .
ذكر فتح قلعهء كماخ و آمدن ايلچى قيصر روم ايلدرم بايزيد
كماخ قلعهاى است حصين و حصارى متين در اقطار آن باغات بسيار و بساتين بىشمار و آب فرات در تحت قلعه نمودار
جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ .
« 2 »
نظم
بساتين او بر كنار فرات * نمودار فردوس و آب حيات
و از بدايع آن مواضع ، هر سال در فصل بهار ، به محض قدرت آفريدگار ، سه
هامش
( 1 ) . ظف ( به اختصار ) : « چون به او نيك رسيد ، چند روز توقف افتاد تا فرستادگان از روم بازآيند و چون از ميعاد معين دو ماه مىگذشت و خبرى نيامد ، حضرت صاحبقران فرمود كه عجب حالتى است . نژاد و تبار اعتبارى عظيم داشته است . هرچند با ايلدرم بايزيد مدارا مىكنيم تا باشد كه روم چون ثغر اسلام است از آسيب عبور لشكر سالم بماند ، عرق تركمانى او را نمىگذارد كه قدم در طريق متابعت و مصالحت نهد . . . » ( ج 2 ص 287 ) .
( 2 ) . سورة البقرة 25 .