تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
بىنظير روزگار بودند مثل نادرهء زمان و اعجوبهء دوران مولانا شمس الدين محمد « 1 » كاخكى كه ، با وجود تبّحر در علوم ، در نظم و نثر و جدّ و هزل يگانهء زمان بود و استاد قطب الدين نايى و حبيب عودى و عبد المؤمن گوينده كه در صنعت موسيقى هريك فيثاغورس روزگار و سرآمد ادوار بودند ، حاسدان غمّازى كردند كه به سبب اين جماعت اميرزاده به ملاهى و مناهى رغبت مىنمايد و مهمّات ملكى نامضبوط مىماند . هرچند زبان حال هريك مىگفت : نظم
مرا سخن ز مفاعيل و فاعلات بود * من از كجا سخن سرّ مملكت ز كجا
فى الجمله به موجب تقدير يزدانى ، مزاج حضرت صاحب‌قرانى متغيّر شده حكم سياست فرمود و آن جماعت به سبب هنر خويش به قتل آمدند . نظم
بر من و بال شد هنر من كه صد بلا * بر ساعتى كه من به هنر كردم انتساب
حكما گفته‌اند ايّاكم و خدمة الملوك فانّهم يستعظمون فى السّلام ردّ الجواب و يستحقرون فى العتاب ضرب الرّقاب ايشان را به پاى دار حاضر آورده مولانا محمد كاخكى به طريق مطايبه قطب الدين نايى را گفت استاد در همه مقام پيش رو بوده ( درين مقام نيز همان رسم مرعى مىبايد داشت ) « 2 » و جلاد [ اخى قطب راستى بر دار كشيد ] « 3 » و نوبت مولانا رسيده اين دو بيت گفت :
هامش
( 1 ) . ظف : مولانا محمد قهستانى . ( 2 ) . تكميل از ظفرنامه ( ج 2 ص 156 ) . ( 3 ) . چنين است در هر سه نسخه جمله مبهم است . در ظفرنامه آمده است : « [ اول قطب الدين نايى را ريسمان در پاى انداخته به دار بركشيد . ] » - ابن عربشاه شرح نسبة دقيقى ازين مرد ( به نام قطب موصلى ) و هنرش در نواختن نى و خواندن آواز و احاطه‌اش بر دستگاهها و گوشه‌ها و آهنگ‌ها آورده است . ( ترجمه ص 110 ) .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 822 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى