نظم
صبحدم كافتاب شير شكار * گشت بر سبز خنگ چرخسوار
راند عزم شه ممالكگير * آهوى خويش را سوى نخجير
و چندين هزار سوار كماندار از برانغار و جوانغار قصد شكار كردند .
نظم
صيدجويندگان سوار شدند * طعمهخواران سوى شكار شدند
باز و چرخ و شاهين بانسر طاير « 1 » آهنگ پرواز ساخته و فضاى هوا از پرندگان بازپرداخته يوز را كه نور ديده از طلعت آهو بود همه تن چشم گشته .
نظم
گفتى آن خالهاى روشنيوز * ديدهء آهوانست بر تن يوز
آهوان بادپيماى را خواب خرگوشى مىداد و از كمينگاه برقوار بيرون جسته چون آتش در خرمن حيات ايشان مىافتاد و سگ شير صولت براى ريختن خون شكارى كمركين چست بسته باد كردار از هر سو مىجست و به زخم پنجه پشت صيد مىشكست .
نظم
هوا پر بازگشت و دشت پرسگ * شتابان هردو در پرواز و در تك
يكى كرده هوا را بىپرنده * يكى كرده زمين را بىچرنده
و در روز قمرغه ، « 2 » شاهزاده شير حمله ، در اثناى تكوتاز و آغاز نشيب و فراز ،
هامش
( 1 ) . نسر طائر و نسر واقع دو ستارهاند . اين نامها در زبانهاى اروپائى به صورتALTAIRوVEGAنقل شده است .
( 2 ) . قمرغه به معناى شكار جرگه است .