تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
خوشدل ساخته هفتم جمادى الأولى از يورت قشلاق نهضت فرمود . نظم
جهان در جهان لشكر آراسته * ز كوس و گور گه فغان خاسته
و نخست شمس الدين الماليغى را كه مرد دانا و كار ديده بود آن حضرت با مكتوبى پيش تغتمش خان فرستاد . نظم
سخن ساخته در گذارش دو نيم * يكى نيمه ز اميد و ديگر ز بيم زبان بندهائى چو پيكان تير * درى در تواضع درى در ستيز
و شمس الدين به تغتمش خان رسيده به سخنان شيرين و كلمات دلپذير بند و گشاد سخن مرعى داشته به رسوم و قواعد توره اداى مقصود نمود و سخن او در خاطر پادشاه و امرا اثر كرده و ميل صلح و صفا نموده او را بازگردانيد « 1 » و او در موضع آب سمور رسيده حضرت صاحب‌قران در دامن البرز كوه ، كه از آن‌جا تا كنار آب سمور پنج فرسخ باشد ، لشكر را جيبا مىديد چنانچه قنبل دست چپ در دامن البرز بود و قنبل دست راست بر كنار درياى قلزم . لشكرى كه به ترتيب و اساس آن ، از زمان ساسانيان تا اوان سطوت چنگيز خان هيچ آفريده نديده و در كتب تواريخ كسى نخوانده و نشنيده . شمس الدين سخن اوزبك عرضه داشته آن حضرت التفات ننمود و پادشاهزادگان كامكار و امراى نامدار ، ظفر بر يمين و نصرت بر يسار گردون مطيع و گيتى فرمانبردار متوجه آن ديار شدند و از دربند گذشته به ولايت قيتاغ كه هواخواه تغتمش خان بود رسيدند و اطراف ايشان به طريقى فروگرفتند كه از هزار
هامش
( 1 ) . حاشيهء نسخهء ف ، ك : « و در ظفرنامه مىگويد كه تغتمش خان ميل صلح و صفا داشت . امّا امرا و وزرا نگذاشتند و او به سخن امرا فريفته شده سخنهاى بد بر سر نامه كرد . » ر ك ظفرنامه ص 526