نظم
هركه سر بر قدم او به ارادت ننهاد * تيغ بيداد فلك داد سر او بر باد
و باز قشونى ديگر مكمّل و آراسته از دشمنان پيدا شده روى به حرب آوردند و اميرزاده شاهرخ بر ايشان تاخته و بسيارى به قتل آورده همه را آواره ساخت و حاوى اين اوراق ، عبد الرّزاق بن اسحق . از حضرت خاقان سعيد شاهرخ بهادر خان شنيد در وقتى كه جمعى صفت جلادت و شجاعت شاه منصور مىكردند كه آن حضرت بىاعتبارانه « 1 » فرمود كه منصور را قشونيان « 2 » من كشتند . فى الجمله اكثر سپاه شاه منصور به قتل آمدند .
نظم
عدو كشت چندان در آن كارزار * كه از خون زمين گشت چون لالهزار
و امير علاء الدين اناق در تاريخ واقعه مىگويد :
بيت
شهريار عصر منصور آنكه او * در زمين ملك ، تخم داد كشت
ملك هشت از دار دنيا چون برفت * لاجرم تاريخ او شد « ملك هشت »
حضرت حق سبحانه و تعالى چون اين فتح نامدار ميسّر فرمود و صاحبقران ظفر قرين شكر نعماى حضرت رب العالمين به جاى آورد و بر سر پشتهاى فرود آمده سجدهء خضوع و خشوع به ظهور رسانيد .
مصرع
نهاد روى به خاك از براى ايزد پاك
هامش
( 1 ) . حاشيه نسخهء ف ، ك : « مقصود از نقل اين سخن آن است كه مبالغهاى كه صاحب ظفرنامه در شرح اين هنگامه نوشته است ، چون در شيراز تحرير نموده معذور است و الّا حضرت خاقان سعيد آن نمىفرمود بلكه از آن به غايت بىاعتبار بود . »
( 2 ) . س : قشونات .