صفحهء عمر « 1 » او كشيدند و برادرانش ابو المحمد سلطان و محمد سلطان و عادل سلطان نيز به عالم فراموشان رفتند .
ذكر قاسم سلطان بن براق خان
بعد از وفات پدر « 2 » به برادر كلان خويش « 3 » درويش خان اطاعت مىنمود و پيوسته در ولايت تاشكند با درويش خان همراه بود . و زمانى كه خاقان سليماننشان اسكندر خان در ولايت بخارا بر تخت خانى قرار « 4 » يافت ، قاسم سلطان به همراهى برادرش درويش خان به جهت مبارك باد به بلدهء بخارا شتافت . در اين اوان « 5 » اجل موعود دررسيده ، در سراى آخرت منزل و مأوا ساخت .
ذكر طاهر سلطان بن براق خان
او « 6 » بعد از فوت پدر در ظل تربيت و سايهء عاطفت برادر كلان خويش درويش خان اوقات بسر مىبرد و زمانى كه صاحبقران سكندرنشان به تاخت خراسان رفته به محاصرهء قلعهء تربت توجه نمود ، طاهر سلطان به طريق كمك از طرف درويش خان در موكب همايون عزيمت فرمود . اما زمانى كه بابا سلطان با صاحبقران سكندرنشان لواى مخالفت برافراشت ، او پيوسته به بابا سلطان همراه بوده « 7 » و كمال جرأت و مردانگى ظاهر مىساخت . بعد از آنكه بابا سلطان مكررا انهزام نمود ، طاهر سلطان به همراهى عبد الغفار سلطان به تاشكند رفته ، در آن قلعه تحصين فرمود . و چون بلدهء تاشكند مفتوح و مسخر شد ، عبد الغفار سلطان اسير گشته ، طاهر سلطان در لباس ( 98 ب ) اهل فقر متوارى شده ، از آن بليه خلاص گشت . اما يك پسر پنج سالهء او با اهل و عيال در نواحى خجاكت 236 به دست عساكر صاحبقران سكندرشوكت افتاده ، از اين جهان « 8 » درگذشت . و توكل سلطان كه در ييلاق آق قورغان 237 به جهت
هامش
( 1 ) . س : « عمر » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد .
( 2 ) . س : و .
( 3 ) . س : خودش .
( 4 ) . ت : استقرار .
( 5 ) . ت : اثنا .
( 6 ) . س : « او » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد .
( 7 ) . س : بود
( 8 ) . س : « جهان » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد .