چرچيل صاحب گفته بودند :
« از قرارى كه شنيدهام گمرك كاشان هميشه دو هزار سه هزار تومان كسر مىآورده است . ميرزا حسين خان تا به حال اقساط خود را رسانيده است يا خير ؟ »
فرموده بودند :
« بلى رسانيده است . من هم از او خيلى خشنودم و خشنودتر خواهم شد اگر دلو را هم خوب از آب بيرون آورد . »
صاحب معزى اليه اظهار مىكند :
« جناب مستطاب عالى مىدانيد كه ماها در كاشان راه و رابطه به هيچوجه نداريم و نقطهء اهمّى كه مصالح دولتى يا شخصى در آنجا منظور باشد نيست و اگر از بابت ميرزا حسين خان عرض كنم ، به عرض من بر خاطر جنابعالى معلوم و مشهود خواهد بود . اين شخص از دوستان شخصى من است و كمال ديانت و راستى و كفايت و درستى را دارا بوده ، مىترسم جنابعالى او را هم در مرتبهء ساير مأمورين و خدمتگزاران خودمان تصوّر فرماييد . اگرچه همين نظر شما و انتخاب مشار اليه ، خود اعظم دليلى است كه قدر او را مىدانيد ، ولى نمىدانم سال آتيه را باز در كاشان به ايشان مأموريّت مىدهيد يا كار ديگر براى او در نظر داريد . »
فرموده بودند :
« حال بر من لازم [ است ] كه كمال محبّت را با او داشته باشم . خودش اگر مايل باشد ، در سنهء آتيه گمرك كاشان را به او خواهم داد و محض دوستى با شما هم خلعت خوبى براى او مىفرستم . »
صاحب پرسيده بودند :
« اين مراتب محبّت جنابعالى را براى دلگرمى و اميدوارى او خبر بدهم و تفصيل را به او بنويسم يا خير ؟ »
فرموده بودند :
« البتّه خبر بدهيد كه مستحضر بوده باشد . »
اين بود مراتب مذاكرات مزبوره كه اطّلاعا عرض شد .
دىشب در خانهء ارباب بوديم . جمع كثيرى هم آنجا بودند . ازجمله سركار هادى خان و محمّد على خان و حسين قلى خان و ابو الخير ميرزا . از سركار هادى خان شكايت كردم كه :
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٧٢