شصت و يك
محبوب جان من ! در اين هفته تعليقه از سركار عالى وصول نيافت . يقين است جز كثرت مشغله مانعى نداشته است . اگرچه مخلص هم بهواسطهء عدم وصول رقيمهء شريف در هفتهء گذشته در پست اوّل خبرى معروض نداشت ، ليكن در پست ثانى ، پس از وصول آن عريضه ، معروض داشته ، ارسال داشت . گزارشات از قرارى است كه سابقا به عرض حضور عالى رسانيدهام . اجارهدار براى خانهء جديد الابتياع چند فقره پيدا شده است . شرايطى كه مايلند درج شود از حيّز صرفه و صلاح خارج است . بهتر آن است ميزان آن زياد از قوّهء كسر حاصل ننمايند و با جماعت فرنگيان كه اصالت در اجراى مقاصد معهود دارند ، ورود حاصل ننمايند . عجله و شتاب در اجاره دادن خانه ، مصلحت نيست .
در سابق سركار هادى خان در خصوص كاروانسرا شرحى نگاشته بودند . خان از قرارى كه عنوان مىفرمايند ، مالكين آنجا خيالات دور از ذهن در فروش آنجا كردهاند . حالا واسطه پيدا فرمودهاند كه مناسب عمل آنجا قطع و فصل شود . زمينى در جنب همين سراى است كه اعيان آن بهكلّى مخروبه شده است ، مشتمل بر دو هزار ذرع و قدرى اضافه كه اگر آنجا ابتياع شود و كاروانسرايى ساخته شود ، به جهت اهالى محلّ منافع خوب حاصل خواهد شد . چهار باب دكّان هم متّصل به آن است كه ارادهء فروش آن را دارند . از قرارى كه سركار هادى خان اظهار فرمودند ، مىتوان از آن شخصى كه مالك اين زمين و دكّانها است ، به قيمت مناسب خريد .
لكن سهچهار هزار تومان بايد خرج ساخت آنجا نمود و آنوقت محلّى و سرايى خواهد شد بسيار ممتاز و مرغوب و با اجارهء خوب . خواستند خودشان شرح آنجا