است ، شخص امينى بهتر [ از ] جناب آقا ميرزا آقا ، كه به حسن امانت و ديانت آراسته است ، كسى را در تهران نمىبينم . از هر جهت اطمينان دارم اگر رأى عالى قرار كرده ، همين شخص را مقرّر داريد .
وجه برات يكصد و پنجاه تومان را رأس موعد دريافت نمودم . ان شاء اللّه سر فارغ صورتحساب مىفرستم . تعليقهء سركار عالى فى الحال رسيد . از ذرايع ظهور الطاف عالى فوق النّهايه ممنون و متشكّر شدم . پانزده قران را از بابت تعمير تفنگ خواهم داد . ولى نمىدانم خود تفنگ را هم تسليم امان اللّه خان بنمايم يا خير . از اين باب چيزى مرقوم نفرموده بوديد .
سركار مقرّبى الخاقان ميرزا زين العابدين خان و آقا ميرزا شيخ على از تهنيت سركار اظهار كمال امتنان را مىنمايند و در اين وقت نيز محترما تبريك اين عيد سعيد را نموده ، مراتب ارادت مخصوص را تجديد مىگردانند . ما هر سه نفر در روز قبل در خانهء سركار شيخ مرتضى معركه كرديم . يعنى در مطلب راجع به سركار تأكيدات فوق العاده به جا آورديم . دىروز هم باز سركار آقا ميرزا شيخ على ، دام مجده ، پيغاما باز تأكيد نمودهاند . از قرار عهدى كه كردهاند بايد در همين هفته اين كار را انجام دهند .
زياده [ از ] حدّ تصديع افزا شد .
كتاب تأديب الاطفال را سركار ميرزا شيخ على نسخه دادند و قرار شد بعد از ظهر بيآورند و اگر آوردند ، همين امروز با پست مىفرستم . و الّا با پست ديگر يك كتاب تأديب الاطفال كه ميرزا افلاطون منشى مانكجى صاحب نوشته ، طبع نمودهاند . الآن در صندوقشان موجود بوده ، دارند . چندان به نظر كمترين خوب نيآمد . تأمّل دارم تا ديگرى را بيآورند . نور چشم عزيز بهتر از جان ميرزا حسن خان را ديده بوس فرماييد .
والدهء محترمهء ايشان در جواب فرستادن عريضهء والدهء بندهزاده حسين اظهار مرحمتى نفرمودند ، گلهمند است .
فى 22 شهر رجب 1306 .
سركار فخامت آقاى چرچيل صاحب ، دام مجده ، الآن در اين دفتر تشريف آوردهاند و فرمودند :
« دعا و سلام طولانى ، كه طولا از اينجا تا كاشان كه چهل و چهار فرسخ است ، از من خدمت سركار خان ابلاغ نماييد و نيز كاملا از فرّخى و مباركى اين عيد سعيد
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص١٩٢