سى و هشت
محبوب جان من ! در جواب تعليقهء اخيرهء آن محبوب ، اگر يك هفته تأخير حاصل شد ، سبب سهچهار روز علّت مزاج و دندان درد بوده و اكنون معذرت مىخواهم . از وضع گمرك شكايت فرموده بوديد ، نمىدانم چه اغتشاشى روى داده است ، عملى ندارد كه كفايت اقساط را بنمايد يا جهت ديگر حاصل است . شنيدم جناب اقبال الدّوله از شما به جناب مستطاب آقاى امين السّلطان شكايت نوشتهاند و حال آنكه سابقا از ايشان مساعدت شنيده بودم .
در باب مستغلّات اشاره فرموده بوديد در محلّ معهود مصلحت نيست . همين قدر عرض مىكنم ، به واسطهء راهآهن و كثرت عبور و مرور مردم ، اين صفحات كمال مرغوبيّت را حاصل كردهاند . ولى چون توجّه آن محبوب به آن طرف نيست ، صرفنظر خواهم كرد ، ولى از قرارى كه شخصى از رفقا دىروز در دفتر آمده مخلص همين مطلب [ را ] اظهار داشت كه شخصى دو هزار تومان تنخواه مىخواهد ، چند فقره جواهر داده ، مىخواهد به بيع شرطى يا گرو يا فروش كه بيع قطعى باشد ، با چهار باب دكّان در بازار بزّازها داده ، تنخواه دريافت نمايد و چون خود اين شخص عامل جواهرات است ، اراده دارد از خريد و فروش اين چند فقره جواهر و عاملى و زحمتى كه متحمّل مىشود ، نصفهء منفعت آن را حقّ خود قرار دهد . حال بايد ملاحظه كنم كه اسباب چيست و صاحب دكاكين و غيره كيست ، با مبادرت تامّه اگر مصلحت باشد به اين معامله اقدام شود و در صورتى كه صرفه و صلاح كاملا ديده شود ، تنخواهى كه نزد حساب آقا عبد الحسين است لازم خواهد شد و در صورت لزوم مشروحا اطّلاع خواهم داد .