تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩

سى و يك

محبوب جان من ! بغتتا غلام سفارت عازم شد . مجال نيست مفصّل تصديع دهم . پريروز شهر رفته كه اسباب متعلّقه به والده را تسليم نمايم . ايشان از گرفتن اسباب منصرف شده است . فقط همان يخ‌دان دم درب صندوق‌خانه را قبض داده ، بردند . يعنى ظهر همان سياهه به خطّ سركار نوشته شد كه دريافت نمودند . گويا بين والده و مشهدى حاجى آقا كدورت حاصل شده و خيال دارند اگر بعضى اسباب ديگر هم كه با خود دارند ، در خانه بگذارند . دو تومان هم حسب الحواله به شاطر محمّد على داده شد و قبض دريافت گرديد . از عالىجاه نور چشم عزيزم ميرزا عبد اللّه معذرت مىخواهم . فرصت نشد چيزى به او بنويسم . زياده [ از ] حدّ تصديع داد . فى 26 ذى حجّهء 1305 .