دستخط وليعهد به قونسولگرى انگليس در تبريز
موسيو راتيسلا و چهار فقره را كه اهالى استدعا كرده بودند برطبق مقررات عليهء همايونى مهر و امضا نموده دادم . دستخط تلگرافى را هم فرستادم كه به اهالى داده همگى مطلع و شكرگزار باشند به طورى كه آنها تعهد كردهاند مطمئنا بروند و بازارها را باز كرده مشغول كسب و كار خودشان باشند .
وليعهد دولت عليّهء ايران
طهران
وقتى كه اهالى طهران در سفارت انگليس متحصن بودند ، مدير بانك استقراضى روس نزد آنها رفت و سرزنش نمود و گفت : شماها را چون پول لازم مىشود به دولت روس مايل مىشويد . ولى در چنين امر به انگليسيان مىگرويد و يادى از وفادارى روس نمىكنيد .
تلگراف پادشاه انگليس به پناهندگان سفارت انگليس
حضرات آقايان ! تلگراف شماها كه مبنى بر اسباب التجاء شما به سفارت من در تهران بود به من رسيد . از آنجائى كه صاحب ناموس و عادل و مرحمت شعار بودند برادر عزيزم اعلى حضرت مظفر الدين شاه را بهتر مىدانم كه هرگز و در هيچوقت ستمكار نبوده و ظلم را نيز دربارهء ملت خود روا ندارد ، لهذا به سفير خودم در طهران امر دادم كه در پيشگاه اعلى حضرت پادشاهى و در نزد حكومت او از استرحامات لازمه باز نمانده و كوشش خود را در اين خصوص درنگ و دريغ ننمايد .
ادوارد هفتم پادشاه انگلستان
عريضهء پناهندگان سفارت انگليس به شاه به توسط عضد السلطان
شاهنشاها تاجدارا مهربانا
ما از ظلم ستمكاران و از تعدى تحملفرساى استبد . . . « 1 »
هامش
( 1 ) . بقيه اين نامه نيامده و به همينجا دفتر پايان مىپذيرد و پس از مقاديرى از دفتر كه سفيد گذاشته شده مطلب مختصرى آمده و سپس كار تحرير در اين دفتر به اتمام رسيده .