طهران
در بيستم شوال ، برحسب جار ، ديروز مدرسهء سپهسالار مردم ازدحام كردند كه آقا سيد جمال واعظ به منبر برود و بعضى مطالب به مردم بگويد . از قرار معلوم مىخواست مردم را به كمك مجلس ملى و بانك داخله امر كند يا اينكه حكم بدهد كسانى كه مانع مجلس مىباشند قتلشان واجب [ است ] . چون هوا بارانى بود آقا سيد جمال نيامد و آدم آقا سيد عبد اللّه آمد كه آقا مىفرمايند چون بايد در اين ازدحام ارامنه و يهود و گبر هم داخل باشند و ورود آنها در مسجد صحيح نيست و هوا هم بارانى [ است ] و مدرسه هم جاى مردم را ندارد ، امروز به روز ديگر افتاد . مردم از هم پاشيدند . جهت به هم خوردن معلوم نشد . بايد امر پلتيكى در ميان باشد . بعضى گويند شاه شب پيش مرده از اين جهت به هم خورد .
ارض اقدس
در ماه شوال ، اهالى در مسجد گوهرشاد مجلس نمودند ، براى انتخاب وكيل براى مركز . چون در باطن ، دست حكومت مانع است مجرى نشد . وكيل هنوز منتخب نكردهاند .
طهران
در روز جمعه بيستم شوال ، با اينكه درب خانه تعطيل بود ، صدر اعظم و نايب السلطنه به دربار آمدند و مجلس نمودند . از قرار معلوم به جهت اين بود كه آقا سيد جمال مىخواست به منبر برود . قشون را حاضر نمودند كه براى احتياط موجود باشند .
بعضى گفتند به جهت ناخوشى شاه بود كه در شرف مرگ است .
شنبه بيست و يكم درب خانه دير باز شد و مردم جزء را راه ندادند پيش شاه بروند .
گويا بدحال است . گفتند شاه در آن روز گرفتار لرز اعصاب بود .
طهران
روز بيست و يكم شوال ، شاه فىالجمله بهتر بود . درب باغ ظهر باز شد . بعضى از رجال شاه را ملاقات كردند .