از بهر چار روزهء دنيا چو ابن سعد * تخريب شرع احمد مختار كردهاى
بل شمر هستى نى نى تو بدترى * مجبور بود او و تو مختار كردهاى
او را اميد گندم رى سوخت بال و پر * تو با وجود ملك رى اين كار كردهاى
صيد كبوتر حرم اندر حريم دوست * آنگه ز نسل احمد مختار كردهاى
الصالحون لله و الطالحون لى * قول نبى است بهر چه انكار كردهاى
تخفيف شرع چونكه نمودى به قول شرع * خود را شريك با همه كفار كردهاى
كردى چو هتك حرمت عالم تو گوييا * يوسف اسير كوچه و بازار كردهاى
نمرودسان خليل به آتش فكندهاى * عيسى يهودوار تو بردار كردهاى
از قتل نفس عالم و سيد ، تو آشكار * بر مصطفى اذيت و آزار كردهاى
كردى ز بس تو ظلم به مخلوق بينوا * مسلم پناه دادهء كفار كردهاى
ملت چو روح در تن دولت بود ولى * اين روح را ز جسم تو بيزار كردهاى
فرض است هرچه طعن كنندت جهانيان * چون با خدا و خلق تو اين كار كردهاى
در روز حشر نزد خدا اى ستمشعار * ترسم از آن عمل كه تو غدّار كردهاى
در روز بيست و سوم بعضى رؤساى اصناف و عدهء قليلى از شاگردان مدرسهء دار الفنون در سفارت مىباشند . چادرها تمام برپاست . براى اينكه اگر مطالبشان برآورده نشد دوباره به سفارت بروند و مىگويند رعيت انگليس خواهيم شد . مردم از هر صنف پيشباز علما به كاريزك و حضرت عبد العظيم رفته حتى تبعهء روس به حكم سفارت و يهود و از طرف دولت هم قرار است نايب السلطنه روز چهارشنبه بيست و چهارم به حضرت عبد العظيم پيشباز بروند با قزاق و غلام .
در شب چهارشنبه ، مابقى علما وارد زاويهء مقدسه شدهاند . ازدحام غريب و ولولهء بزرگى در مردم است . روز 24 ، دكاكين و مدارس و بانكها و پستخانه را نيز بستند ، محض احترام علما . روسها احترام فوق العاده به علما گذاشتهاند .
شب بيست و پنجم چراغان مفصل ملتى در طهران است كه تا حال ديده نشده . يك نفر سرتيپ قورخانه درب خانهء آقا سيد عبد اللّه را طاق نصرت زده چيزى نمانده كه آقا سيد عبد اللّه به منزلهء سلطنت برسد و نيز درب خانهء ساير علما را چراغان مفصل