آمريكا
يك نفر ادوار [ د ] كندى نام در آمريكا كه سياه رنگ بود ، در مدت بيست و پنج سال به تدريج سفيد پوست شد !
بادكوبه
پس از آنكه در بادكوبه ميان مسلمان [ ها ] و ارامنه نزاع [ در ] گرفت و از طرفين كشتار شد ، آخر الامر دولت به زور اسلحه خاموش « 1 » كرد و هركدام دسته از هم جدا شدند .
مسلمانان به خيال خود آسوده شدند و در فكرى نبودند . ارامنه بيدار و به تهيه پرداختند .
بزرگان مسلمانان به باغهاى بيرون [ شهر ] براى [ گريز از ] گرمى هواى تابستان رفتند .
ارامنه نرفتند . در دوم ماه رجب المرجب روز شنبه چهار ساعت از ظهر گذشته صداى زنگ كليسا بلند شد . به محض اين صدا ، صداى شليك تير و تفنگ بادكوبه را پر كرد .
ارامنه به دكاكين و خانههاى مسلمانان هجوم آوردند ، بناى تاراج و كشتار را گذاشتند .
هفت روز اين كشتار در ميان بود ، دولت هم چاره [ اى ] نتوانست كرد . مسلمانان اغلبى از ايشان عمله و فعله بودند . ناچار دولت توپ بست و سالدات پياده كرد و گفت از هر خانه صدا بلند شود ، خانهاش را توپ مىبندم و خود نظام بناى چاپيدن را گذاشت و سه خانه ارمنى و يك خانهء مسلمان را به توپ آتش زدند ، بعد با كارد و دندان به نزاع پرداختند .
عدد تلفات [ به ] دو هزار [ نفر ] رسيد . ضرر به بيست ميليون « 2 » رسيد . سه نفر مسلمان ، يكى ميرزا ابو الحسن خان معاضد السلطنه يكى حاجى زين العابدين تقى اف يكى ميرزا عبد الحسين عميد التجار خدمات به ملت كردند . بيست و پنج هزار نفر عملهء مسلمان به طرف ايران حركت كردند .
كردستان
در عشر دوم ذى القعده ، حكومت كردستان به شاهزاده جلال الدوله داده شد .
ايران
در ماه شوال ، در حدود خراسان و سيستان ، ناخوشى طاعون بروز كرد . مىگويند اول
هامش
( 1 ) . متن : خواموش
( 2 ) . متن : مليون