زن [ ها ] جمع مىشد [ ند ] . در اطاقها از مردان محترم و اهل خلوت جمع مىشدند . شاه در پس پرده در بالاخانه مىنشست . زنها اگر عريضهاى مىخواستند به شاه بدهند ، عريضه را در دست گرفته بلند مىكردند . يك روز پيرزنى كه به شاه عريضه مىخواست بدهد ، حاجب الدوله « 1 » فراشباشى كه مرد هتاك بد نفسى است در حضور شاه عرايض را گرفت و بدون آنكه شاه ببيند در حضور تمام مردم عرايض آنها را پاره كرد .
در ماه محرم ، نان و گوشت در تهران خيلى كم است و گران مىباشد . با آنكه حاصل سال نو خوب شده از بىنظمى حكومت و رشوه كه عين الدوله از قصاب و نانوايان مىگيرد ، نان در واقع يك من سى شاهى و گوشت هشت هزار و ده شاهى در يك من تبريز است . مىگويند عين الدوله از نانوا و قصاب روزى قريب يكهزار تومان مىگيرد .
زنها اجتماع كرده به شاه عرض كردند به جايى نرسيد .
در محرم ، مردم تهران خيلى پريشان مىباشند . نرخ گران ، پول كم ، مواجبهاى نوكر باب كه نمىرسد . عدد گدا از شماره بيرون است . تحديد جمعيت تهران را اين اوقات نمودهاند بالغ بر يك كرور است .
به حدى اين اوقات دولت بىپول مىباشد كه از اعتبار افتاده . صرف جيب شاه كه از هر اداره بايد معتبرتر باشد و حوالهء او بايد نقد باشد ، اين اوقات حواله كه شاه به او مىدهد شش ماه كمتر طول نمىكشد . شاه حواله به اتومبيلچى « 2 » فرنگى خود به حاجى امين السلطنه داده بود كه از صرف جيب مبلغى به او بدهد . پس از آنكه مكرر رفت و نگرفت ، آخر الامر حاجى امين السلطنه گفت دولت به من پول نداده كه من به تو بدهم .
فرنگى بناى هتاكى را نهاده در و پنجرهء او را شكست و رسوايى سخت نمود . حاجى امين السلطنه از كارش استعفا كرد . اتابك به جهت نسبت با او « 3 » به منزلش رفته دوباره كار
هامش
( 1 ) . منظور مصطفى قلى خان قاجار است .
( 2 ) . اتومبيلچى يعنى راننده اتومبيل و به اصطلاح فرانسويان ، شوفرChauffeurكه در رسم الخط امروزين ما به صورت « شوفر » نوشته مىشود .
( 3 ) . حاجى محمد على خان امين السلطنه شوهر خواهر اتابك ميرزا على اصغر خان بود و دختر اتابك را نيز براى پسر بزرگ خود خازن الدوله گرفته بود . وى با همه نفهمى و بىسوادى ، در سلطنت ناصر الدين شاه سمت -