در ذىقعده نصير الملك شيرازى « 1 » را كه در آستانهء مقدسهء رضويه تعدى زياد كرده بود و مبالغى مال وقف را خورده بود ، معزول نمودند ، حكم از تهران شد كه در همانجا به حساب او رسيدگى نمايند . پس از رسيدگى ، معلوم شد كه سى هزار تومان از اصل موقوفات خورده است . او را در آنجا نگاهداشتند كه مأخوذى را از او دريافت نمايند و متولى باشيگرى را به شاهزاده مهدى قلى ميرزاى سهام الملك « 2 » دادند و اين شاهزاده داراى تمام معايب است و ده هزار تومان متجاوز پيشكش براى اين كار داد .
مخارج ميرزا على اصغر خان امين السلطان اتابك اعظم ، صدر اعظم حاليهء ايران ، سالى ششصد هزار تومان مىباشد .
به جهت بىنظمى عربستان « 3 » و بروجرد و لرستان كه ايل سگوند هرزگى مىنمودند و در اطراف دزدى مىنمودند و سرباز و توپچى دولت را كشته بودند ، اتابك سردار اسفنديار خان بختيارى را حكم كرده كه پانصد سوار از بختيارى برداشت و به ايل سگوند رفت و تمام را قتل و غارت كرده ، قريب سيصد نفر را كشت و جمعى را اسير نمود .
در عشر اول ذىحجه ، اتابك تمارض كرده و چند روز به درب خانه نرفت . شاه محرمان خود را به نزد او فرستاد و گفت اختيار تام با توست . جواب داد كه شاه چرا بايد هرچه دولت دارد به ده بيست نفر نوكر خود ببخشد و مواجب نظام و ساير به زمين بماند و اختيار با « تركها » باشد . گفتند شاه چند شب با اجزاى مخصوص خود در عزل اتابك مشورت كرده بود . بعد از فكرها ديدند كسى وضع حاليهء ايران را نمىتواند پيش ببرد .
ناچار با هزار تملق پى او فرستاد و با او گفت اختيار با توست و هرچه مىخواهى بكن .
در عشر آخر ذىقعده ، عين الدوله حاكم تهران شاهزاده جليل الدوله را از حكومت شهر حضرت عبد العظيم عليه السّلام معزول نمود . زيرا كه بايد ماهى صد تومان به عين الدوله بدهد و مىخواست دينارى به او ندهد . عين الدوله او را معزول كرد و به شاهزاده « 4 » پسر
هامش
( 1 ) . يعنى ميرزا احمد خان پسر ميرزا عبد الوهاب خان شيرازى آصف الدوله .
( 2 ) . كوچكترين پسر شاهزاده محمد ولى ميرزا پسر فتحعلى شاه .
( 3 ) . منظور ايالت خوزستان است .
( 4 ) . در متن نام شاهزاده نوشته نشده است .