تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
بود و موزيك و « وىيلن » « 1 » مىزدند . مشروبات براى همه مدعوين موجود بود . اين مهمانى را هر سال اتابيك مىنمود . چون امسال فرنگ بود ، وزير خارجه دعوت كرد . در ماه جمادى الثانيه ، عين الدوله و وزير افخم و اقبال الدوله با بعضى از علما متحد شده‌اند بر ضدّ اتابيك و عريضه به فرنگ به شاه نوشتند كه اين خيانت كرده و دولت را به باد داده ، بايد نباشد و شاه عريضه را خوانده گفت چه بايد كرد . وزير دربار عرض مىكند كه تمام شهر را نبايد رنجانيد ، براى يك نفر . بعد شاه عريضه را به اتابيك مىدهد اتابيك مىگويد اختيار با شاه است . اگر مىفرمايند الآن از همه كارها دست مىكشم و از اين‌جا مىروم . شاه ديگر حرف نزده مردم را رأى اين است كه شاه بعد از ورود به طهران ، اتابيك را معزول مىنمايد . بيست و هفتم ماه جمادى الآخر شاه از فرنگ وارد آسترا شد . در همان شب در تمام ايران چراغان نمودند . در شب بيست و نهم در رشت حريق سختى روى داده هفتصد دكان سوخته است . در ماه جمادى الاخرى ، اهالى همدان بر سر زن حاكم خود ظفر السلطنه سردار ريخته‌اند و زنش را بىسيرت نموده‌اند . در ماه جمادى الاولى ، رئيس‌جمهورى دولت اتازونى با چند نفر در كالسكه بوده در واشينگتن مشغول گردش بوده كالسكهء الكتريك « 2 » به كالسكهء پادشاه دچار شده كالسكه‌اش را خرد كرده كسانى كه در كالسكهء رئيس‌جمهور بودند هلاك مىشوند و رئيس‌جمهورى زخمى [ شد ] . در جمادى الاخرى در بلغارستان شورش است . دولت عثمانى قشونى آن‌جا فرستاد و چند دفعه تصادف با بلغارى كرده است . در شب اول ماه رجب المرجب در طهران ، در امامزاده يحيى عليه السّلام زنى ، مسماة به قمر نوادهء مرد لندره‌دوزى « 3 » كه يك چشم او [ موسوج ؟ ] بود و نابينا شده بود توسل مىجويد و شب در آن‌جا مىخوابد كه ناگاه كسى در عالم خواب به او مىگويد كه برخيز چشمت خوب است . فورا برمىخيزد و به كلى مرض رفع ، چشم او بينا مىشود . در همان شب گفتند كه در آن‌جا ، نورباران هم شد .
هامش
( 1 ) . ويلن ، ويولونViolonسازى اروپايى كه در ايران به گرمى پذيرفته شد تا حدى كه جزو سازهاى ملى و محلى درآمد . ( 2 ) . كالسكهء الكتريك ظاهرا همان اتومبيل است . ( 3 ) . لندره پارچهء ضخيم پشمى كه از لندن صادر مىشد .
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 622 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى