در شب چهارشنبه چهاردهم محرم ، خسوف كلى روى داد و تمام جرم قمر در عقدهء رأس منخسف شد . چون شروع به انخساف نمايد گذشته باشد از شب مزبور دو ساعت و يك دقيقه در طهران ، چون تمام منخسف شود ، از شب سه ساعت و پانزده دقيقه گذشته بود . مدت تمام خسوف سه ساعت و چهل دقيقه . رنگ خسوف سياه مايل به سبزى ، تأثيرش سه ماه و هشت روز .
در شب هفدهم محرم ، شاهزاده نصرت السلطنه « 1 » دايى مظفر الدين شاه ، خازن مهرشاه ، در سن پنجاه و [ ] به مرض [ ] در طهران وفات كرد . وى سابق بر اين گاهى حكومت طهران و گاهى وزارت عدالت را داشت . مردى متعصب و خوشحساب بود . زن نداشت . اولاد هم از او بهجاى نماند چند دفعه زن گرفت و طلاق داد و گفت شايد [ هرزه ] شود . وصيت كرده كه تمام مالش از شاه باشد . يك ده وقف نكرده . در اين اواخر مرض ماليخوليا داشت . شاه و سايرين از او ملاحظه داشتند . در حكومت طهرانش چند دست بريد . شاه اسمش را گذاشته بود « دايى قصاب » .
در عشر دوم محرم ، شاه در رشت است و تعزيهخوانى در آنجا دارد . از طهران هم روضهخوان به آنجا برده . در غياب شاه در طهران ، تمام وزرا هفتهاى دو سه روز به دربار حاضر مىشوند . حكمى كه بايد جارى شود تمام مىخوانند و امضا مىنمايند .
وزير افخم مدير اين مجلس است .
در سوم ذى حجه ، نيم ساعت به غروب مانده ، در قريهء خيرآباد كه از سرحدات قوچان است يك ساعت تگرگ باريده هر دانهء آن زياده از دو سير وزن داشته از سيب بزرگتر . دو نفر آدمى و پانزده رأس دواب مرده است .
امير بهادر جنگ كشيكچىباشى ، در عشر اول محرم ، در بين راه گيلان كه ملتزم ركاب شاه در سفر فرنگ است ملقب به سردار اعظم مىشود . رياست مهر شاه را تلگرافا به اعتضاد السلطنه پسر وليعهد كه در طهران است و تقريبا ده سال دارد ، دادند .
از وسط ماه شوال تا آخر ماه ، وليعهد درد دست عصبانى سخت داشت .
هامش
( 1 ) . روح اللّه ميرزا نصرت السلطنه .