تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
امير المؤمنين عليه السّلام براى تو داده كه بعد از اين از خارجه قرض نكن . در بين صحبت ماهى از مشرق هويدا مىشود . شاه از سيد مىپرسد اين چيست ؟ جواب مىدهد حضرت براى كمك تو فرستاده است . در عشر اول ذى قعده ، شاه ده شب به دوشان‌تپه رفت و يك شبش را در منزل مخصوص اتابيك رفت . تا حال اين شاه شب منزل كسى نرفته بود . در روز پانزدهم ذى قعده ، شاه از صبح به منزل عين الدوله حاكم طهران رفت . چون شاه جز منزل اتابيك نمىرود ، براى عين الدوله افتخار بزرگى است . در 28 ماه ذىقعده ، حاجى ميرزا زمان خان غفارى كاشانى در سن هشتاد و شش در طهران وفات كرد و از او سه پسر به جاى مانده . در عشر آخر ذى قعده ، قوام الملك شيرازى كه پشت‌درپشت از رؤساى شيراز بود و مال زياد دارد و حكمش در فارس جارى است و با شعاع السلطنه حكمران فارس كه پسر دوم مظفر الدين شاه است منازعه دارد ، مردم شيراز را تحريك كرد تا بلوا نمودند كه ما شعاع السلطنه را نمىخواهيم و به ارگ حكومتى ريختند . جمعى از طرفين كشته شدند . آب و نان را به روى نوكرهاى شاهزاده بستند . جمعى را هم قوام تحريك كرد به شاه تلگراف زدند كه ما شعاع السلطنه را نمىخواهيم . از آن طرف شعاع السلطنه در ارگ محصور بود . تلگراف به شاه زد كه آن صدمه كه در صحراى كربلا به شهدا وارد آمد به من بيشتر وارد آمده به داد من برسيد و الّا مرا مىكشند . محرك اين كار اتابيك است . شاه خيلى متغير شد . خواست پسر قوام را در طهران بگيرد . اتابيك مانع شد و تقصير را گردن شعاع السلطنه گذاشت و از حكومت فارس معزولش ساخت . در روز جمعه دهم ذى حجه كه عيد فطر و يك ساعت و نيم به غروب مانده آن روز تحويل آفتاب به برج حمل شد ، به قرار معلوم ، در طهران ، وزير تشريفات قريب هزار و پانصد نفر را دعوت كرد كه در وقت تحويل در حضور شاه باشند . چون جمعيت مدعوين زياد شد ، شاه به حاجب الدوله گفت خودت دم در بايست و جمعى از آنها را كه [ نبايد باشند ] از آمدن به باغ مانع شو . حاجب الدوله چون مرد وقيح بىحيائى است جمعى از رؤساى ادارات را كه مدعو بودند مانع شد بلكه هركدام كه قدرى براى آمدن به باغ اصرار داشتند ، بد شنيدند و مفتضح شدند .