تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
آن اعلانات شده‌اند . گفتند كاغذى گير شاه آمده كه مهر چهل نفر از رجال و بعضى ديگر بر آن بوده . شاه را بيم داده بودند كه اگر اتابيك را معزول نسازى ، ترا مىكشيم . به اين واسطه قوام الدوله را در نوزدهم جمادى الاولى در شميران گرفتند و به نزد شاه در نياوران بردند . حضورا كتك و فحش شنيد . آن‌گاه حكم به حاجب الدوله دادند [ كه ] او را پياده به شهر برده در انبار حبس نمايند و صد هزار تومان از او بگيرند . قوام الدوله دو هزار تومان به حاجب الدوله داد كه سواره به طهران برود . پول را گرفت و حكم داد او را سوار بر قاطر پالانى كرده زنجير به گردنش گذاشتند و پاهايش را به زير شكم قاطر بستند و بيست مير غضب و فراش همراه او بودند و حاجب الدوله هم در عقب او ، همين‌طور او را به طهران آوردند و تمام مردم او را به اين افتضاح ديدند و به انبارش بردند . ده هزار تومان حاجب الدوله از او گرفت و صد هزار تومان براى دولت و گويا خيال دارند او را نفى بلد نمايند . زن قوام الدوله خواهر زوجهء شاه است ، خواست به اندرون برود نگذاشتند . گفتند مدتها بود كه در ايران اين‌طور افتضاح نكرده‌اند . اما چون قوام الدوله مرد بدفطرتى است و حبس گندم كرده تمام مردم او را دشمن دارند . موقر السلطنه هم هنوز در حبس است كه استنطاق بشود [ دختر شاه را از او طلاق گرفتند . ] « 1 » مىخواهند او را به كلات حبس نمايند . جمعى ديگر هم از سادات و غيره گرفتار شده‌اند و چنين مىگويند آن چهل نفر را تمام مىخواهند بگيرند و نيز از جملهء مفسدين و بدخواهان اتابيك ، ميرزا محمد على منشى است كه خيلى مرد شهرآشوبى است كه از خارجه و داخله باخبر بود و دشمن شاه و اتابيك بوده و خيال داشت كه اتابيك را در اين ماه بكشد و دستش نرسيد و حكم دادند او را بگيرند . از بام فرار كرد . پرت شده پاهايش شكست و مرد . اتابيك در جمادى الاولى خيلى قوت دارد و از اين گرفتاريها با مسرت است . اما وزير دربار خيلى بىدماغ مىباشد و از گرفتارى وزير همايون پشتش شكست و اسباب خطر هم براى او هست .
هامش
( 1 ) . در متن آمده ولى روى آن خط زده شده ولى مطلب درست است . طلاق دختر شاه را منتها بعدها به زور از او گرفتند .
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 588 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى