در ماه آوريل ذو ذنب درخشان با دم سه شعبه در افريقا و استرالياى جنوبى ظاهر مىشود .
دولت ايران خيال دارد كه در طهران به سبك اروپا ، يك باغوحش عمومى از سباع و طيور ايجاد نمايد و با مردم بهجهت پولش شريك شود كه محل تماشاى مردم باشد .
مسيو نيكلاى هارموسن رئيس اين كار است .
در هفتم صفر ، وليعهد در خيابان سلطنتآباد كه از ييلاقات سلطنتى طهران است ، سوار كالسكهاى [ كه ] چهار اسب روسى به دو بسته بود نشسته بود . اسبها رم كرده كالسكه را برداشتند و دو كالسكهچى را زمين زدند . سوارهايى كه در ركاب وليعهد بودند نتوانستند چاره نمايند . نزديك باغى وليعهد خود را از كالسكه به باغ پرت كرد . سر و بعضى از اعضاى او شكست . كالسكهچىها فرار كرده بست نشستند . وليعهد ، پس از آنكه به طهران آمد ، به اجزاى خود قدغن كرد كه با كسى مراوده ننمايند .
در سيم محرم ، در قزوين ، تگرگى به وزن بيست و چهار مثقال آمد . ضرر كلى به سردرختى زد و بعد سيل جارى شد . شتر و گوسفند زياد در آب مرد .
در صفر المظفر در روسيه بر ضد دولت اغتشاش مىباشد و از براى امپراطور مخاطره مىباشد .
در عشر اول صفر ، نان كه يك من سى شاهى و هفت عباسى در طهران بود ، شش عباسى قرار دادند . ليكن مىگويند كم مىدهند .
مىگويند اين سفر كه نظام السلطنه از تبريز آمده مغضوب شاه است بايد از تفتين اتابيك باشد .
پس از آشوب شيراز ، شاه تلگراف به پسرش شعاع السلطنه زد كه :
تو براى وصل كردن رفتهاى * نى براى فصل كردن رفتهاى
در محرم ، حاجى ميرزا حبيب اللّه تاجر كاشانى ساكن طهران ملقب به نظام التجار مىشود و پسرش حاجى ميرزا اسد اللّه [ ] التجار .
در عشر اول صفر ، به ميل اتابيك ، شاه حكم كرد آصف الدوله را يك شب نگاه داشتند تا پول جنسى را كه پارسال ، دولت از براى كمك جنس طهران داده بود و