در هشتم جمادى الثانيه تلگراف از فرنگ از شاه آمد براى سپهسالار و آصف الدوله كه به حكومات از قبيل خمسه و قزوين تلگراف بزنيد كه گندم و جو هرچه خواهند به طهران بياورند ، آزاد باشد و به هر قيمت خواهند بفروشند كسى ممانعت ننمايد .
در هشتم جمادى الثانيه [ تلگراف ] از فرنگ از شاه آمد كه آمديم . در بيست و چهارم جمادى الثانيه موقوف شد . در آخر ماه به سرحد ارس خواهم آمد . اين اوقات حكومت طهران به ملاكين تحميل بسته كه هركسى به فراخور حال خود جنس به ديوان از گندم و جو بفروشد و بعضى از صاحبان تيولها كه جنس مىگرفتهاند نقدى بگيرند و جنس را دولت ضبط نمايد .
از قرار مشهور ، سپهسالار با آصف الدوله به شراكت خيال دارند حكومت طهران را پنج ساله قبول نمايند كه نان را يك من چهار عباسى بفروشند . اين اوقات سپهسالار و آصف الدوله باهم اتفاق دارند و فوايد و عايدى را باهم مىخورند .
مملكت فرانسه از شاه ايران ده نفر شاگرد كه به سن چهارده جزيى كموبيش خواسته كه در مدرسهء پاريس تحصيل نمايند .
در روز پنجشنبه نهم جمادى الثانيه ، مشير الدوله وزير امور خارجه ده نفر از پسران بزرگان را براى تحصيل به پاريس روانه داشت و يك نفر آخوند همراه آنها كرد كه به آنها آداب مذهبى بياموزد و از براى هر شاگرد قرار داد كه سالى شاه پانصد تومان و ولى طفل پانصد تومان مخارج بدهد .
در ماه جمادى الثانيه ، خورشيد بيگم نام كاشى ، عمهء غلامحسين خان غفارى وزير عدليه ، در سنّ نود سالگى باد آورد كه نزديك به مرگ رسيد . شب در طهران ، حضرت سيد الشهدا عليه السّلام را در خواب ديد . به دو فرمود برخيز كه هيچ مرض ندارى . بيدار شد ديد كه اصلا باد و مرض ندارد .
در اين سال ، در قريهء وشنوه از دهات ييلاقى قم ، سيدى متوطن است معروف به سيد آتشخوار كه اصلا هندى است . هر قسم مار زنده را مىبلعد و آتش سرخ را مىخورد و به اصطلاح اجاق [ مى ] باشد و سم هوام الارض به مردم مىدهد .
شب پانزدهم جمادى الثانيه را كه شب بعد از ولادت مظفر الدين شاه است
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 524
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص٥٢٤