كوچك او ، امير اسحق خان با طباخ امير دوستى انداخته وعدهء پولش مىدهد . او سمّ در غذاى امير كرده ليكن عمل او معروف مىشود . « 1 » امير اسحق خان به روسيه فرار مىنمايد .
در 25 ربيع الثانى ، وزارت پستخانه را از صنيع الدوله گرفتند و به وزير همايون دادند .
پس از آنكه سيف الدين ميرزا دوباره وزير و نايب رئيس توپخانه شد بعضى نظمها داد . از آن جمله قدغن كرد كه ديگر در ميدان توپخانه كسى چيزى نفروشد و هيچ مرد با زن در آنجا صحبت ننمايد .
از قرار معلوم ، معاون الدوله از وزارت تجارت معزول است . احتمال دارد كه سفارت دربار عثمانى را به او بدهند .
در ربيع الثانى ، يك روز خواجهء حضرت عليا زن شاه در دربار پيش صدراعظم آمد و گفت از قرار معلوم گفتگويى كه من در سر ملك با پسر حاجى ميرزا حسن مجتهد آشتيانى دارم ، شما حمايت او را مىنماييد . فورا صدراعظم از اين پيغام متغير شد و برخاست . گفت من در عهد شاه مرحوم از قبيل تو زنها را طلاق مىگفتم . اين خبر به شاه رسيد . آن خواجه را چوب زد و شب ديگر به منزل حضرت عليا نرفت و چند دفعه حكيم الملك را پيش صدراعظم فرستاد و صدراعظم را به ناهار وعده گرفت و التزام سخت از حضرت عليا گرفت تا صدراعظم صلح نمود .
در ربيع الثانى ، نظام السلطنه پيشكار آذربايجان حكومت قراچهداغ را به ميرزا باقر خان شريف السلطنه داد . در ربيع الثانى رياست قشون آذربايجان را به مجير السلطنه برادر نظام السلطنه دادند .
در دوشنبه 27 ربيع الثانى ، بهحسب معمول همه ساله ، شاه در قيطريهء شميران به منزل صدراعظم رفت . صدراعظم و وزرا و صاحبمنصبان و حكام قريب ده هزار تومان نقد و جنس به شاه پيشكش در آن روز دادند .
در ربيع الثانى ، مختار السلطنه آسياى بخارى در خيابان چراغ گاز طهران داير كرده است .
هامش
( 1 ) . يعنى رازش فاش مىشود .