سرمايهشان يك كرور تومان است . رئيس كنپانى حاجى حسين آقاى امين دار الضرب تاجر است . مديرش امين الصنايع ميرزا احمد مدير جرايد .
در عشر دوم ربيع الثانى ، حكيم الملك تمارض كرده بود و در به خانه كم مىآيد . سببش را گفتند اين بود كه راضى نبود وزارت عدليه را به وزير دربار بدهند . زيرا كه حكيم الملك را وزير دربار هرگز تملق نكرد . بهعلاوه با معاون الدوله و وزير همايون ، حكيم الملك كمال مهربانى را دارد و آنها براى حكيم الملك به اصطلاح . . . كشى مىنمايند و هر دو با وزير دربار عداوت دارند و نيز تمارض حكيم الملك به جهت اين بود كه مىگفت چرا رياست اصطبل توپخانه را به وزير همايون ندادند و مختار السلطنه را چرا از استقلال انداختهاند . صدراعظم اعتنا به اين حرفها نكرد و گفت من به جهت دلخواه حكيم الملك نمىتوانم ايران را به باد بدهم .
پس از آنكه وزير جنگ سپهسالار شد ، محمد صادق خان امير توپخانه از رياست توپخانه استعفا كرد . بعضى گويند شاه سپهسالار را خواست و گفت البته امير توپخانه را از عمل معزول نما ، زيرا كه بسيار شخص پدرسوختهاى است و در تبريز هم بود و بدرفتارى مىنمود . مثلا هروقت از ميدان مىگذرم ، مىبينم حجرات توپخانه را اجاره به كسبه داده و مردم را به زور مىشوراند . بعضى گويند خود امير توپخانه ، پس از استقلال وزير جنگ ، ديد ديگر فايده نمىبرد ، رفت و به خانه نشست . ليكن سبب اصلى عزل او به جهت پلتيك صدراعظم است كه همواره درصدد اين است كه وزارت جنگ را به داماد خود سردار كل بدهد و اسبابش فراهم تا حال نشده . از آن طرف تمام رؤساى نظام از وزارت جنگ امير خان سردار راضى نيستند مگر امير توپخانه كه با سپهسالار كمال اتحاد را دارد . صدراعظم خواست او را هم از دوستى سپهسالار بازدارد تا يكباره به سپهسالار بشورند ، آنوقت به شاه بگويند مردم سپهسالار را نمىخواهند ، لهذا كار نظام را به داماد خود سردار كل « 1 » بدهد .
در عصر دوم ربيع الثانى ، صدراعظم استيفاى اصفهان را از وثيق الملك گرفت و به دبير السلطان منشى خود داد .
هامش
( 1 ) . محمد باقر خان شجاع السلطنه سردار كل .