است رئيس صندوقخانه ، ديگر حاجب الدوله فراشباشى است ، ديگر امير بهادر جنگ كشيكچىباشى است ، ديگر شاهزاده موثق الدوله ناظر است ، ديگر آصف السلطنه داماد شاه صاحب جمع است ، ديگر قائممقام وزير وظايف و اوقاف است . ديگر اعتماد همايون قهوهچىباشى است ، ديگر اعتماد حضرت آبدارباشى است ، ديگر موثق الملك رختدار است . اصطبل و كالسكهخانه و زينخانه در ادارهء عين الدوله حاكم عربستان است . از ميان اينها كسى كه صدراعظم از او ملاحظه دارد همان حكيم الملك است و نيز وكيل الملك كاغذخوان « 1 » شاه است ، اما اسم بىمسمّى دارد .
در عشر اول ربيع الثانى ، درد پاى شاه شدت دارد . در هشتم ربيع الثانى ، پس از آنكه حكومت طهران را از ناظم الدوله گرفتند ، محض آنكه سيد و پيرمرد است ، رياست وزراى دار الشورى را كه در ايران اسم بىمسمّى است به او دادند . در هشتم ربيع الثانى وزارت لشكر را به قوام الدوله آشتيانى كه بسيار مرد بدخلق لئيم بىخيرى است دادند گويا از او مبلغى پيشكش گرفتهاند . در هشتم ربيع الثانى لقب مشير الملكى را به پسر مشير الملك ميرزا حسن خان دادند و ميرزا نصر اللّه خان مشير الملك مشير الدوله و وزير خارجه شد و صدراعظم سالها بود ، چه در عهد شاه شهيد و چه در عهد اين شاه كه مىخواست او را وزير امور خارجه ببيند . زيرا كه ميرزا نصر اللّه خان انگشترى دست صدراعظم و به منزلهء نوكر اوست .
چون ميرزا جعفر خان حاكم كاشان خيلى در حكومت تعدى كرده بود و گفتند نه هزار تومان در كاشان از مردم گرفته بود ، يعنى نصفش را به شاهزاده ناظر داد و ما بقى را خود خورد ، در عشر اول ربيع الثانى معزول شد .
نايب حسين كه از الواط كاشان بود و خسارت وارد آورده بود و حكومت كاشان از عهدهاش برنمىآمد ، لهذا از طهران پنجاه غلام مأمور به گرفتن او شد . پس از زدوخورد ، نايب حسين فرار كرده به يكى از امامزادههاى اصفهان پناه مىبرد .
در سال 1317 هجرى در ماه [ ] سال هشتادم ولادت ويكتوريا ملكهء انگليس را
هامش
( 1 ) . در متن كاغذ خان