تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
رفع نواقص مملكت نمايد . صدراعظم اصلا خيالى كه ندارد نظم مملكت است . سياسيون گويند كه تمام خيال صدراعظم اين است كه داخلهء مملكت پريشان شود و بى زدوخورد اسير دولت روس آيد . در حقيقت خرابى ايران در عهد هفده سال وزارت و صدارت امين السلطان است كه انتقامش را خداى قادر از او خواهد كشيد . از آنجا كه مردم ايران فقير و گدا هستند و صدراعظم گاهى كه سوار درشكه مىشود كه به در خانه برود ، دو مشت شاهى سفيد و پنج شاهى به فقرا قسمت مىنمايد . مردم او را حاتم طايى مىگويند و عوام ايران او را دوست دارند و حال آن‌كه در عمرش ، صدراعظم به يك نفر مستحق يك دينار نداده و يك نفر شخص اصيل در اداره‌اش ترقى نكرده . تمام اجزايش مردمان بىاصل پست‌فطرت رذل مىباشند و انعام و اكرام هم كه مىكند به مقلد و ياوه‌سراى است و مهر و خطش از براى اين‌جور اشخاص بىصاحب است . هرچه بخواهند به مهرش مىرسانند ، اگرچه قتل سيدى باشد . و ماليات و مناصب و درجات دولت ايران را در اين مدت هفده سال به اين‌طور جماعت بخشيد . اين است كه دولت سه چهار هزار سالهء ايران ، براى قوت يوميه ، معطل و مقروض و پريشان است و مواجب نوكرش سالها نمىرسد . مثلا سرتيپها اسلحهء حربشان گرو [ است ] و از بىآبرويى ديگر در طهران صاحبان مناصب نظام لباس نظامى نمىپوشند و يكى از افعال زشت صدراعظم اين است كه مىگويد من از لباس نظامى خوشم نمىآيد و هركس با لباس نظام پيش او مىآيد بدگويى مىكند . سال گذشته صدراعظم ، به جهت اصلاح نان ، چهارصد هزار تومان به شاه ضرر زده و از بىمبالاتى ، مباشرين نرخ آن چهارصد هزار تومان را خوردند و شاه را مقروض كرد . اگر خيرخواهى به صدراعظم بگويد عن قريب از بىمبالاتى شما ايران از دست خواهد رفت ، جواب مىدهد كه من با اين شاه گول‌خور ساده‌لوح زودباور چه كنم كه مملكت را به دست يك مشت . . . احمق داده راست است كه تركها كه با شاه از تبريز آمده‌اند خيلى از ماليات دولت را به اسم مواجب و اقسام ديگر مىبرند و شاه در جنب آنها مستهلك است ، اما جواب صدراعظم اين است كه پيش از آمدن شاه كه تركها نبودند چرا اين‌طور دولت را گدا كردى ، با آن‌كه تو در اعمال دولت مطلق العنان بودى . به‌علاوه اگر حالا هم به
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 412 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى