دارد و منتظر وقت بود ، آنها را معزول ساخت .
در غرهء صفر وزارت مخزن ملبوس را به اعتصام السلطنه پسر معير الممالك دادند « 1 » پسر داماد و پدر از هواخواهان صدراعظم است . اين معير بسيار مرد مسرف مال و متكبر و خودخواه و راحتطلب و پردهنشين و دهرى است .
2 صفر رياست تفنگدارها را كه به دست شاهزاده عين الدوله بود ، به دست شاهزاده سيف الملك پسر امير خان سردار وزير جنگ دادند . « 2 »
در عشر دوم محرم 1317 ، روزى كه شاه عازم نياوران بود ، صدراعظم به حضورش آمد و عرض به شاه كرد كه من ديگر قوهء صدارت ايران را ندارم . زيرا كه من هرچه پول فراهم مىنمايم ، اجزاى تو به اسمى مىبرند . بهتر آن است كه صدارت را زمين گذارم تا نوكرهاى ترك تو صاحب مناصب و فايده شوند . شاه قرآن مجيد را از بازو باز كرد و به آن قسم خورد كه تا من شاه هستم تو صدراعظم من خواهى بود . اختيار همه با تو است . هر كس را مىخواهى بكش ، هركس را مىخواهى معزول نما . پس از اين سخن ، صدراعظم با دل قوى مشغول اصلاح اعمال و عزل نوكرهاى ترك شاه است .
در عشر اول صفر صدراعظم خيال دارد وزارت خزانه را از مشير السلطنه بگيرد و به معير الممالك بدهد و رياست ذخيره را به حاجى امين السلطنه بدهد .
در عشر اول صفر دولت ايران خيال دارد وزارت خالصه را به وزير جنگ امير خان سردار بدهد . زيرا كه رياست مجلس نرخ نيز با اوست .
در اوايل سال 1317 ، در شهر حلب ، چند نفر زن از دين عيسوى برگشته اسلام مىآورند .
لفظ « اصفهانى » با كلمهء « زيرك » در عدد مطابق است [ - 237 ]
ميرزا مسعود خان اعزاز الملك پيشخدمت در محرّم مخلّع به يك ثوب سردارى شمسهء مرصع شد .
هامش
( 1 ) . دوستعلى خان پسر دوست محمد خان دوم معير الممالك از بطن عصمت الدوله دختر ناصر الدين شاه و مؤلف و نويسنده كتابهاى رجال عصر ناصرى و زندگانى خصوصى ناصر الدين شاه .
( 2 ) . شاهزاده نصرت الله خان پسر آقا وجيه سپهسالار .