تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
مىنمايند . مقاصد او هنوز معلوم نيست . سرداران انگليس احضار به ام دورمان شده‌اند كه مهياى خروج باشند . اين اوقات شيخ مزعل خان معز السلطنه حاكم محمره [ - خرمشهر ] در آن حدود قدرتى به كمال به‌هم رسانيده و سوارى بسيار از اعراب تهيه دارد . به رعاياى ايران تعدى بسيار مىنمايد . دولت ايران به جهت ضعفى كه در اركانش هست متحمل حركات قبيح شيخ است و تعدى او را نمىتواند مانع شود « 1 » . ميرزا سيد عبد الله مستوفى منشى امين الملك وزير داخله ، در شعبان المعظم ، به سمت عضويت وزراى دار الشورى برقرار شد . اگرچه ساليانى است كه وزارت شورى در ايران جز اسمى ندارد ، ليكن باز هم ميرزا سيد عبد الله كه سابق از منشىهاى خزانه بود سزاوار اين منصب نبود . [ در ] اين سال ، گمرك ايران قريب به سه كرور و نيم مىباشد . در ماه شعبان المعظم ، شاهزاده جلال الدوله ابن سلطان مسعود ميرزا ظل السلطان « 2 » ، رييس غلامان مهديه ، به يك قبضه شمشير مرصع از شاه مخلع آمد . جلال الدوله از تمام شاهزادگان ايران كه هستند ، از حيثيت شجاعت و قد و معقوليت و برومندى سزاوارتر است و هر حكومت را هم از عهده برمىآيد . ليكن چيزى كه مانع ترقى اوست وجود پدرش ظل السلطان است كه برادر بزرگ مظفر الدين شاه است و به تهور و گردنكشى و مردم‌كشى معروف مىباشد و تمام دول مجاور ايران از وى حساب مىبرند و مكنتى به سزا دارد . لهذا مصلحت دولت نيست كه نه به او و نه به پسر او مشاغل بزرگ رجوع نمايد . از آن‌جا كه ظل السلطان بسيار بىرحم و شقى « 3 » و خونخوار و هرزه و بىحقوق
هامش
( 1 ) . در خصوص شيخ مزعل خان و خاندانش و جانشينانش نگاه كنيد به تاريخ پانصد ساله خوزستان تأليف سيد احمد كسروى تبريزى . ( 2 ) . ظل السلطان برادرى داشت به نام سلطان حسين ميرزا جلال الدوله و چون اين برادر در 16 يا 17 سالگى در گذشت بنابر علاقهء شديدى كه به دو داشت پسر بزرگ خود سلطان حسين ميرزا نام نهاد و لقب جلال الدوله براى او گرفت و دختر ميرزا يوسف مستوفى الممالك را نيز به عقد او درآورد . ( 3 ) . شقى اصلا به معناى بدبخت است در مقابل سعيد ، ولى در ايران به معناى قسى گرفته شده به معنى سنگدل و خون‌خوار .
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 328 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى