تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
و اماكن مشرفه نمود و وقف‌نامه‌اى به مهر علماى اعلام مسجل داشت و توليت موقوفه را مخصوص به همشيرهء خود حاجيه خانم و پس از آن به برادرزادگان اورع و ازهد خود مقرر داشت . ميرزا محمود خان پسر ميرزا ابو الحسن خان برادرزادهء مرحوم ميرزا على قائم‌مقام ثالث ، داماد عبد الحسين خان فخر الملك كفرى كه از جملهء مرتدين بىتقيهء اين مملكت است و در هر كلامش سخنى كفرآميز مشحون است و در رفتار و گفتار كمتر از فخر الملك نيست ، چنان‌كه شبى در حالت مستى شمشيرى بياويخت و به خانهء يكى از هم‌كيشان خود رفت ، در بكوفت . صاحب‌خانه بيرون آمده كه كيستى و در اين نيمه‌شب مقصودت چيست ؟ گفت اينك امام موعودم كه غيبت صغرى به سرآمده و خروج كرده‌ام هرگاه از اهل صلاح و فوز و فلاحى سلاح درپوش و از معاونتم دست باز مگير . بارى ميرزا محمود خان مردى خوش‌ظاهر و بدباطن است و به هركس در معاشرت كرنش و فروتنى كند ، چون از وى گذشت نامش به زشتى برد و به تسخرش دهن زند . خلاصه به تدليسات شيطانى توليت موقوفه را به چنگ آورد و عايديش را به مصرف چنگ و رباب و قمار و شراب نمود و دوستان هم‌كيش خود را از اين مائدهء حلال نواله و نوال داد و سالى قريب هفت ، هشت هزار تومان از املاك وقف بىمانع برگرفت . العهدة على الراوى . گفتند بر خود مخمر نمود كه سالى مبالغى به مصرف رنگ كردن درهاى كليساهاى دار الخلافه رساند . از جمله هفتاد تومان خرج رنگ در كليساى ينگى دنيايىها نمود . بعد از پانزده سال كه مال وقف را به ناحق برد ، كفر و زندقه‌اش گوشزد اولياى دولت شد و نيز علماى دار الخلافه بر عزل او كوشش‌ها كردند تا در سال 1316 توليت موقوفات را از او گرفته به حاجى ميرزا على اكبر خان نايب اول وزارت خارجه ، پسر مرحوم ميرزا على قائم‌مقام كه متولى حقيقى اين موقوفه است سپردند . مشار اليه اورع و ازهد خانوادهء خود است و در علوم شرعيات از اصول و فروع و فنون ادبى دانشمندى مجرب است و دينارى از مال وقف را جز به مصارف ما وقف له نرساند .
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 287 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى