تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
حاجى محمد حسين شريعتمدار تبريزى ، مكتبى در طهران ايجاد كرده مسمّى به « مكتب احسانى » . تمام مخارج به گردن شاهزاده است . دينارى از اطفال ماهانه نمىگيرد . درس‌هاى اين مكتب از مقدمات عربى و اقسام علوم شرعيه و حساب و نجوم و هيئت و غيره است .

واقعهء محلهء يهود طهران

در روز دوم ربيع الاول 1316 ، يك نفر بناى مسلمان با شاگرد خود در محلهء يهود كار مىگيرد . وقت ظهر براى خوردن ناهار دست از كار مىكشد و از كوچه عبور مىكند و مىبيند دو نفر يهودى از پشت‌بام يك اصله تير را مىخواهند براى بنايى به نقطه ديگر برند . دو نفر عمله مسلمان هم در كوچه ايستاده منتظر وصول تير مىباشند . اتفاقا دو نفر يهودى از عهدهء نگاهدارى تير برنيامد [ ند ] و طناب نيز گسسته ، تير به سر شاگرد بنا مىخورد . در حال جان مىسپارد . اشرار مسلمان خبردار شده شورش مىنمايند و در محلهء يهود بناى هرزگى را مىگذارند . مختار السلطنه وزير نظميه فورا سرباز و سوار به محلهء يهود مىگذارد و مردم بلوايى را جلوگيرى مىكند .

عزل نظام الملك از حكومت طهران

در عشر سوم ربيع الاول 16 ، جناب حاجى ميرزا لطف الله صدر الواعظين و جناب اكبر شاه روضه‌خوان به زيارت حضرت امامزاده داود مشرف شدند . از قضا ، شاهزاده عزيز كه از نجباى الواط طهران است ، با جمعى از اشرار براى گردش ، به زاويهء امامزاده داود آمده بودند . ما بين ايشان در سر جا و مكان نزاع درگرفت . چون جمعيت اشرار بر افزون بود غالب شدند و هردوان را بىحرمت نمودند . ناچار با حالت پريشان به طهران رجعت كرده ، يكسره به منزل جناب نظام الملك حكمران مىروند و واقعه را بيان داشتند . نظام الملك از نايب حسن معروف به شيشه‌بر فراشباشى دار الخلافه ، شاهزاده عزيز را مىخواهد . چون نايب حسن سابقهء عداوت با شاهزاده عزيز داشت ، به‌علاوه خود نيز مردى بدفطرت و شقاوت‌پيشه بود ، آقا عزيز را به قوهء جبريه حاضر مىنمايد و