امين السلطان در قم جاى داشت . اعلىحضرت شهريارى اجراى مقصود را بعد از ماهى چند خواست به منصهء بروز رساند . ميرزا حسن خان مقتدر السلطنه پيشخدمت را كه از هواخواهان آشكار امين السلطان بود احضار كرد و فرمود در حال بشتاب و به منزل ميرزا اسمعيل خان امين الملك برادر امين السلطان برو و او را در حضرت منش حاضر ساز .
امين الملك در اينوقت ، در باغ فردوس كه در قريهء تجريش واقع است جاى داشت .
مقتدر السلطنه كه كار را به كام ، واشهب مقصود را رام ديد ، با سرعت به باغ فردوس رفت و پياده شده ناگهان وارد باغ شد . امين الملك كه هرگز چنين روزى را در خاطر نمىپخت ، از ورود مقتدر السلطنه سخت بترسيد و به پشت فرو افتاد و چنان پنداشت كه مأمور دولت است و باقى خزانه را مطالبه مىنمايد ! مقتدر السلطنه او را دلدارى داد و گفت اينك اعلىحضرت شهريارى ترا احضار كرده ، بىدرنگ اطاعت امر مىكن . پرسيد دانستى كه شاه بر سر مهر است يا كين ؟ گفت : جز مهر و لطف كه عجين آب و گل شاهنشاهى است چيزى نفهميدم . در اين وقت امين الملك را قوت به تن بازآمد و شكر عنايت پادشاهى بهجاى آورد و متفقا عازم خاكپاى همايونى شدند .
ترتيب وزارتخانهها بعد از عزل امين الدوله
پس از آنكه امين الدوله از صدارت معزول و امين الملك احضار شد ، اعلىحضرت شهريارى بعضى از وزرا را در وزارت خود باقى گذاشت و بعضى را معزول فرموده برحسب وقت ديگرى را بهجاى آنها معين فرمود . آنها كه كما فى السابق به حال خود باقى ماندند از قرار ذيل است :
شاهزاده امير خان سردار معظم به وزارت جنگ ، جناب حاجى شيخ محسن خان [ مشير الدوله ] رئيس مجلس شورى به وزارت خارجه ، جناب ميرزا نصر الله خان مشير الملك به وزارت لشكر ، جناب مشير السلطنه به وزارت خزانه و بيوتات ، جناب نير الملك به وزارت علوم ، مخبر الدوله به وزارت تلگرافخانه ، دبير الملك شيرازى به وزارت رسائل .
ساير وزارتخانهها كه تغيير يافت از قرار صورت ذيل است كه به توسط جناب وكيل الملك وزير خلوت و رئيس منشيان حضور دستخط مبارك با تكاليف آنها صادر شده و به ايشان ابلاغ گرديد :