تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
صدراعظم سابق بود ، وقت را غنيمت شمرد ، روز ديگر در بامداد به درب حرمسراى سلطنتى شده ، به توسط خواجگان به اعلىحضرت شهريارى پيغام فرستاد كه مرا عرض لازمى است كه حضورا بايد به عرض برسانم . شاهنشاه ايران بيرون تشريف آورد . وكيل الدوله رفتن صدراعظم را به منزل شاهزاده ظل السلطان بتمامه به عرض رسانيد كه از اين مراوده خيالاتى فاسد در نظر دارد . چون من نمكخوار دولت و خانه‌زاد سلطنت مىباشم ، حق چاكرى به‌جاى آوردم . اينك پادشاه مختار است كه خائن را سياست كند يا از عقوبتش چشم پوشيد ! اعلىحضرت شهريارى به حيرت اندر شد و فرمود : امين الدوله نوكرى صادق است و هرگز پىجوى « 1 » خلاف نگردد . به‌علاوه من كليد مملكت ايران [ را ] به دو سپردم ، جهت ندارد كه دست از وظيفهء خدمتگزارى بردارد و جادهء خلاف پيمايد . از آن‌طرف اجراى مقاصد چون به دلخواه امين الدوله نبود و نمىخواست دولت ايران را به قرض از خارجه قرين ذلت و خذلان « 2 » دارد ، با اين‌كه روس‌ها با كمال ميل به شروطى سهل و ساده قرض مىدادند ، اما امين الدوله از وخامت اين قرض آگهى داشت و همى خواست از انگليسىها قرض كند و آنها بعضى تحميلات و شروطات به اداى اين وجه بستند كه دولت ايران نتوانست زير بار برود و مستمرىخور دولت هم هر روزه فرياد الامان براى مستمرى و مواجب داشتند و رجال دولت و عملهء خلوت سلطنت هم هر روزه نارسايى امور را ، بأى نحو كان ، گوشزد خاكپاى همايونى مىداشتند . صدراعظم يكباره در امور بيچاره ماند و به منزل خود رفته تمارض كرد . رشته امور يكباره از هم پاشيد . اعلىحضرت شهريارى هرچند او را احضار فرمود ، ابا و انكار نمود و از صدارت استعفاء كرد . در پانزدهم محرم الحرام 1316 ، استعفايش در خاكپاى همايونى مقبول افتاد و امور دولتى را به وزراى متعدده سپرد .

سواد تلگرافى اعلىحضرت همايونى از باغ به ولايات به تاريخ 16 محرم الحرام 1316

دستخط مبارك را مخبر الدوله به ولايات تلگراف نمايد . چون صدراعظم از صدارت و
هامش
( 1 ) . متن : بيجور ( 2 ) . متن : خزلان